ترسانیدن

واژه ترسانیدن در زبان فارسی به معنای خائف کردن، سبب ترسیدن شدن و بیم و هراس در دل کسی انداختن است. این فعل معانی متعددی را دربرمی‌گیرد که از جمله آنها می‌توان به وعدهٔ بد دادن، تهدید کردن، و وارد آوردن خوف و بیم به دیگری اشاره کرد. در متون کهن، این واژه غالباً در بافت‌هایی به کار رفته که در آنها فردی با استفاده از قدرت یا نفوذ خود، دیگری را می‌ترساند یا از عاقبت کاری برحذر می‌دارد. معادل‌های گوناگونی برای این مفهوم در زبان عربی وجود دارد، از جمله «اخافه»، «ارهاب»، «اذعار»، «تهدید»، «تهدد»، «ترهیب»، «تخویف» و «تهویل» که هر یک بر جنبه‌ای خاص از ایجاد ترس تأکید دارند.

نمونه‌هایی از کاربرد این واژه در آثار برجستهٔ ادب پارسی، چون تاریخ بیهقی، به روشنی نشان‌دهندهٔ جایگاه آن در بیان رویدادهای تاریخی و اجتماعی است. برای نمونه، در جایی از این کتاب آمده است: «زن درحال رقعتی نبشت و حال بازنمود و کنیزک با غازی بگفت و آتش در غزی افتاد که کسان دیگر بترسانیده بودند وی را.» همچنین در جای دیگر می‌خوانیم: «و امیر خالی کرد با عبدوس گفت نیک جهد کردی تا آلتونتاش را در توانستیم یافت که وی را نیک ترسانیده بودند... اما بدان نامه بیارمید.» این عبارات نشان می‌دهند که چگونه «ترسانیدن» به عنوان یک کنش ارتباطی، در فضای قدرت و تعاملات انسانی نقش تعیین‌کننده‌ای داشته است.

به طور کلی، واژه «ترسانیدن» نه تنها بر عمل فیزیکی ترساندن دلالت دارد، بلکه ابعاد روانی و عاطفی پیچیده‌ای را نیز در تعاملات انسانی آشکار می‌سازد. این واژه در متون کلاسیک، بازتاب‌دهندهٔ روابط قدرت، نفوذ و گاه آسیب‌پذیری افراد در برابر تهدیدهاست. با تأمل در کاربردهای این واژه در متون کهن، می‌توان به درک عمیق‌تری از ساختارهای اجتماعی و مناسبات انسانی در دوره‌های مختلف تاریخ ایران دست یافت و به اهمیت زبان در شکل‌دهی به این روابط پی برد.

لغت نامه دهخدا

ترسانیدن. [ت َ دَ ] ( مص ) خائف کردن و سبب ترسیدن شدن. وعده بددادن و خوف و بیم وارد آوردن. ( ناظم الاطباء ). ترساندن. تهدید کردن. بیم کردن. تحذیر. هراسانیدن. اخافه.ارهاب. اذعار. تهدید. تهدد. ترهیب. بیم دادن. تخویف. تهویل: زن درحال رقعتی نبشت و حال بازنمود و کنیزک با غازی بگفت و آتش در غزی افتاد که کسان دیگر بترسانیده بودند وی را. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 231 ). و امیر خالی کرد با عبدوس گفت نیک جهد کردی تاآلتونتاش را در توانستیم یافت که وی را نیک ترسانیده بودند... اما بدان نامه بیارمید. ( تاریخ بیهقی ).

فرهنگ معین

(تَ دَ ) (مص م. ) نک ترساندن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بیم دادن ایجاد خوف کردن دچار ترس کردن ( کسی را ).

ویکی واژه

نک ترساندن.

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
نحوه یعنی چه؟
نحوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز