دزدیده

واژه «دزدیده» در زبان فارسی به معنای چیزی است که بدون اجازه، پنهانی و به صورت غیرقانونی یا غیرمجاز از صاحب اصلی آن گرفته شده باشد و معمولاً به عملی اشاره دارد که در آن حق یا مال دیگری به طور مخفیانه و نادرست تصاحب شده است. این واژه از فعل «دزدیدن» گرفته شده است و «دزدیده» به عنوان اسم مفعول، حالت چیزی را بیان می‌کند که مورد سرقت قرار گرفته است. هنگامی که گفته می‌شود چیزی دزدیده شده است، منظور این است که آن شیء یا دارایی بدون رضایت مالک و به شکلی پنهانی از او گرفته شده است. این واژه در زبان فارسی بار معنایی منفی دارد و معمولاً در زمینه‌های حقوقی، اخلاقی و اجتماعی برای بیان نقض حق دیگران به کار می‌رود. برای مثال، اگر گفته شود «مال دزديده شده پیدا شد»، منظور مالی است که قبلاً به صورت غیرقانونی از صاحبش گرفته شده بود. همچنین در متون ادبی، این کلمه گاهی به صورت استعاری نیز به کار می‌رود و ممکن است برای بیان نگاه پنهانی یا احساسات مخفیانه استفاده شود، مانند «نگاه دزديده»، که به معنای نگاهی کوتاه، مخفیانه و بدون جلب توجه است. این واژه در برابر مفاهیمی مانند قانونی، آشکار و مجاز قرار می‌گیرد و همواره بر پنهان‌کاری و عدم مشروعیت دلالت دارد. بنابراین، این کلمه به چیزی گفته می‌شود که بدون اجازه و به صورت پنهانی از صاحب اصلی گرفته شده باشد و این واژه هم در معنای واقعی و هم در معنای استعاری در زبان فارسی کاربرد دارد.

لغت نامه دهخدا

دزدیده. [ دُ دی دَ / دِ ] ( ن مف ) دزدیده شده. ربوده شده. سرقت شده. مسروق. ( ناظم الاطباء ). مسروقة. مستسرق. مسترقه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): فرمودند کباب دزدیده خوردن و طمع لقمه ما نیز کردن. ( انیس الطالبین ص 122 ).هَشیلة؛ دزدیده از شتر و جز آن. ( از منتهی الارب ).
- دزدیده آمدن؛ دزدیده شدن. سرقت شدن: سعادتی که در آن چند روز... از خدمت سجاده مقدسه راه آورد طالع... بود، از کیسه جهان کهن بازار نوکیسه دزدیده آمد و از دست فلک... درربوده گشت. ( منشآت خاقانی چ دانشگاه ص 96 ).
- پنجه دزدیده؛ خمسه مسترقه. ( ناظم الاطباء ):
از کیسه سال و مه چو آن پنچ
دزدیده رایگان چه باشی.خاقانی.رجوع به خمسه مسترقه شود.
- دزدیده بودن؛ سرقت شده بودن. ( ناظم الاطباء ). مسروقه بودن.
- امثال:
دزدیده بود هرچه ( آنچه ) نماند به خداوند ( از شاهد صادق از آنندراج ). یعنی، هر جنسی باید که یک گونه با مالک مشابهتی داشته باشد و اگر احیاناً مطلق او نسبت و لوث فریبی بود ممکن است دزدیده باشد نه از او چنانکه عرب گوید: المال یشبه بصاحبه. ( از آنندراج ).
- دزدیده کردن؛ سرقت کردن. استراق. ( از منتهی الارب ).
|| ( ق مرکب ) نهانی. نهفته. || بدزدی. پنهانی. مخفیانه. بطور خفا. ( ناظم الاطباء ). بدانسان که ندانند. به نهانی. بی اطلاع کس یا کسان. در خفیه. سراً. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). بی اطلاع کسی. ناگهان. غفلةً، مغافصة:
در کوی تو ابیشه همی گردم ای نگار
دزدیده تا مگرت بینم به بام بر.شهید.با اسماعیل صابونی خطیب بسیار کوشیده بودند که دزدیده خطبه کند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 564 ). کسانی که میل داشتند به مأمون، یا دزدیده یا بی حشمت آشکارا برفتند سوی مأمون به مرو. ( تاریخ بیهقی ص 27 ).
در آن هزیمت تیری گشاد دزدیده
مرا بخست چو من داشتم گشادش خوار.مسعودسعد.بلیناس عظیم زیرک بود و صاحب اقبال بسیاری علم آموخت دزدیده و حکیمان او را محلی ننهادندی. ( مجمل التواریخ ). امیری بود به حدود مروالروذ و پنج دیه و طالقان می فرستاد تا دزدیده بر بنه مغولان می زدند و چهارپای می آوردند. ( جهانگشای جوینی ).
از فرح خلقی به استقبال رفت
او درآمد از ره دزدیده تفت.مولوی.من بی ادبی کردم و دزدیده پاره ای کباب خوردم. ( انیس الطالبین ص 122 ).

فرهنگ معین

(دُ دِ )۱ - (ص مف. ) مال یا پول دزدیده شده. ۲ - (ق. ) به طور پنهانی.

فرهنگ عمید

۱. مال ربوده شده، دزدی شده.
۲. (قید ) به طور دزدی و پنهانی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مال یا پولی که سرقت شده مسروق یا دزدیده گوش دادن پوشیده یه سخن کسان گوش دادن استراق سمع کردن.
دزدیده شده ربوده شده سرقت شده مسروق مستسرق مستسرقه.

ویکی واژه

مال یا پول دزدیده شده.
به طور پنهانی.

جمله سازی با دزدیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آلها نوزادان زیر چهل روز را دزدیده و اقدام به تعویض آنها با بچه خود یا بچه جن می‌کنند. (مانند الفها در باورهای ژرمنی).

💡 مایکل بازیلر می‌نویسد: «هولوکاست هم بزرگترین آدم‌کشی تاریخ بود و هم بزرگترین سرقت تاریخ، بین ۲۳۰ تا ۳۲۰ میلیارد دلار (به دلار ۲۰۰۵) از یهودیان در سرتاسر اروپا دزدیده شد.»

💡 کیست حرف بوسه بررویش تواند فاش گفت ؟ دیدن دزدیده راابرام می داندهنوز

دست مردی یعنی چه؟
دست مردی یعنی چه؟
سپور یعنی چه؟
سپور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز