سبک عنان
مترادفها
رها کردن، افسار گسیخته، بیمهاری
لغت نامه دهخدا
سبک عنان. [ س َ ب ُ ع ِ ] ( ص مرکب ) بمعنی سبک رو که کنایه از تند و تیز براه رونده و جلدرفتار و شتاب رو باشد. ( برهان ). تند و تیز. ( انجمن آرا ). شتاب رو. ( رشیدی ). تیزرفتار. ( غیاث ). مرادف سبکپای. ( آنندراج ). جلد و چابک. ( ناظم الاطباء ). سبک سیر:
دی ماه سبک عنان تر از عمر
چون عمر گرانبهات جویم.خاقانی.بر نه فلک او ستاره قطب
کس قطب سبک عنان ندیده ست.خاقانی ( دیوان چ ص 71 ).عزم سبک عنان تو در جنبش آورد
این پایدار مرکز عالی مدار هم.حافظ.این قامت خمیده و عمر سبک عنان
تیر گشاده ای و کمان کشیده است.صائب ( ازآنندراج ).|| حمله کننده در جنگ. ( برهان ) ( رشیدی ). || رام و دست آموز. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
( ~. عِ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) تندرو.
فرهنگ عمید
۱. سوار چابک.
۲. تندرو، چالاک.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - سوار سریع. ۲ - تندرو تیز رو. ۳ - حمله کننده. ۴ - رام دست آموز.
ویکی واژه
تندرو.
جمله سازی با سبک عنان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به جلوه بود، مدار تو شوخ چشم شرار نشسته در دل سنگ، ای سبک عنان چونی؟
💡 برق سبک عنان نرسد در شتاب عمر زنهار دل مبند به مد شهاب عمر
💡 شتاب بوی گل و اضطراب برق نگاه سبک عنانی شوقم گه بهار نداشت
💡 هوای لعل تو دارد سبک عنان ما را چو کودکان همه مرکب ز نیشکر داریم
💡 دل را دست دار که موج سبک عنان با کشتی شکسته ز بحر خطر گذشت
💡 کو صبر تا کنم طی، غمنامهٔ جدایی؟ از پیش می فرستم، اشک سبک عنان را