تا شدن

لغت نامه دهخدا

تا شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خم شدن. دولا شدن: مثل فانوس تا شدن.

فرهنگ معین

(شُ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) ۱ - دولا شدن. ۲ - چین برداشتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- دولا شدن منحنی گشتن. ۲- جمع شدن و چین بر داشتن ( کاغذ و مانند آن ).

ویکی واژه

(عا.)
دولا شدن.
چین برداشتن.

جمله سازی با تا شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می‌تواند تا شدن فرمانروا جانِ عزیز همچو ماهِ مصر در چاهِ وطن باشد چرا

💡 تا شدند اندر کشش دو چشم تو خنجز گذار شغلها فرمود اجل خنجر گذاران ترا

💡 در ۲۶ فوریه ۲۰۲۰، معارضان سوری موفق به بازپسگیری این روستا شدند.

💡 نگه کن تا شدن چون بود و کی داشت که مرگ و حسرت دایم ز پی داشت

💡 شیخ و اصحابش ز پس رفتند باز تا شدند آنجا که بود آن دل‌نواز

اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز