انسان خردمند، که به عنوان انسان هوشمند یا انسان نوین نیز شناخته میشود، یک گونه از سردهٔ انسان است. بر اساس نظریهٔ تکامل، این انسان به عنوان یک نمونهٔ پیشرفته از انسان راستقامت به شمار میآید. در زمینهٔ دیرینمردمشناسی، دو نظریه اصلی دربارهٔ خاستگاه انسان هوشمند وجود دارد. نظریه اول بیان میکند که انسانهای خردمند از یک نیای مشترک که از انسان راستقامت در آفریقا منشعب شده، به وجود آمدهاند. نظریه دوم بر این باور است که این انسان فرایند تکامل خود را نه تنها در آفریقا، بلکه در سایر مناطق نیز طی کرده است. از سال ۲۰۱۰ میلادی، تحقیقات ژنتیکی نشان دادهاند که دیدگاهی میانه وجود دارد؛ به این معنا که منبع ژنتیکی انسان خردمند عمدتاً از نیای آفریقایی است، اما شواهدی از اختلاط و تکامل در سایر نقاط جهان نیز وجود دارد. نام علمی آن که به لاتین هومو ساپینس خوانده میشود، توسط کارل لینه در سال ۱۷۵۸ معرفی شد. واژهٔ لاتین هومو به معنای انسان و ساپینس به معنای خردمند است. برخی از مترجمان و زبانشناسان بر این باورند که واژهٔ خردورز ترجمهٔ بهتری برای ساپینس است، اما در زبان فارسی، این اصطلاح بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد.
خردمند
لغت نامه دهخدا
خردمند. [ خ ِ رَ م َ ] ( ص مرکب ) عاقل. صاحب عقل، چه خرد بمعنی عقل و مند بمعنی صاحب و خداوند است. ( از برهان قاطع ). دانشمند. دانا. ( از شرفنامه منیری ) ( از انجمن آرای ناصری ). صاحب هوش. خداوند عقل. شخص عاقل. ( از ناظم الاطباء ). رزین. ( زمخشری ). عقیل. عَقول. ورد. بخرد. اَریب. اَرِب. نَهی. فرزانه. لبیب. ( یادداشت بخط مؤلف )
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - عاقل خداوند عقل. ۲ - با فهم با ادراک صاحب هوش.
فرهنگ اسم ها
معنی: دارای خرد، عاقل، دانا، هوشیار، دارای خرد و قدرت اندیشه
جملاتی از کلمه خردمند
از ایشان خردمند و مهتر بسال گرانمایه هرمزد بد بیهمال
که ای پیر بیدار فرخنده دل خردمند و آزاده و زنده دل
که بود آن خردمند پاکیزه دین ز یاران خاص رسول امین