بی برگ

لغت نامه دهخدا

بی برگ. [ بی ب َ ] ( ص مرکب ) گیاهی که برگهایش ریخته باشد. درختی که برگ نداشته باشد. ( فرهنگ فارسی معین ). || بمجاز، بی سروسامان مثل بینوا.( آنندراج ). بینوا. فقیر. محتاج. ( فرهنگ فارسی معین ). درویش. فقیر. بی زاد و توشه. بی آذوقه:
همیشه ناخوش و بی برگ و بینوا باشد
کسی که مسکن در خانه دودر دارد.ناصرخسرو.بی برگ و بی نوا به خراسان رفت. ( تاریخ بخارای نرشخی ص 112 ). گرگ و زاغ و شکال بی برگ ماندند. ( کلیله و دمنه ).
این فضیلت خاک را زآن رو دهیم
زآنکه نعمت پیش بی برگان نهیم.مولوی.بهیکل قوی چون تناور درخت
ولیکن فرومانده بی برگ سخت.سعدی.- بی برگ و بر؛ فقیر و محتاج. ( ناظم الاطباء ).
- بی برگ و رنگ؛ ضایع و خراب:
به خانه درآی ار جهان تنگ شد
همه کار بی برگ و بی رنگ شد.فردوسی.

فرهنگ معین

(بَ ) (ص مر. ) بینوا، فقیر.

فرهنگ عمید

۱. درختی که برگ هایش ریخته باشد.
۲. [قدیمی، مجاز] بینوا، بی سروسامان.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - گیاهی که برگهایش ریخته باشد درختی که برگ نداشته باشد. ۲ - بینوا فقیر محتاج.

فرهنگستان زبان و ادب

{afoliate, leafless} [کشاورزی- علوم باغبانی] ویژگی گیاهی که به طور طبیعی فاقد برگ باشد

ویکی واژه

بینوا، فقیر.

جمله سازی با بی برگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خون شد دل خورشید ز بی برگی این خاک از عشوه عقیق و گهرش نام نهادند

💡 انتخابات ریاست جمهوری مالی پس از کودتای نظامی و درگیری‌های نظامی و با حمایت سازمان‌های غربی برگزار شد. همچنین سازمان ملل اعلام کرد تخلفی در انتخابات گزارش نشد.

💡 گر نبندد در به روی تنگدستان خوشترست از خزان باغی که بی برگ و نوا خواهد شدن

💡 اجلاس چهل و نهم این اتحادیه نوامبر ۲۰۲۲ با حضور ۱۴ عضو در ابوظبی برگزار شد.

💡 چون نباشم در خزان زندگی بی شاخ و برگ؟ من که بی برگی کشیدم در بهار زندگی

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز