کلمه «حقارت» دو معنای اصلی و مرتبط اما با تاکید متفاوت دارد:
معنای ذلت و خواری
کلمه حقارت در معنای نخست خود به حالتی اشاره دارد که شخص یا گروهی دچار ذلت، خواری یا تحقیر شده است. این مفهوم بیانگر وضعیتی است که در آن انسان از حیث کرامت، عزت نفس و مقام اجتماعی خود کاسته شده و مورد بیاحترامی یا تحقیر قرار گرفته است. حقارت نوعی احساس ناراحتی و سرخوردگی عمیق است که از برخوردهای نامناسب، تحقیرهای لفظی یا رفتاری و کاهش ارزشهای انسانی ناشی میشود.
معنای خرد شدن، حقیر شدن
در معنای دوم، حقارت به فرآیند یا حالتی اشاره دارد که فرد یا موجودی خرد، کوچک یا بیاهمیت میشود؛ یعنی جایگاه، ارزش یا اعتبارش کاهش مییابد به گونهای که به عنوان یک موجود حقیر و کمارزش دیده شود. این معنا بیشتر بر روند کاهش ارزش و اهمیت تاکید دارد و نشاندهنده تحول منفی در وضعیت فرد یا گروه است. خرد شدن یا حقیر شدن میتواند به دلیل رفتارهای ناپسند، ضعفهای شخصیتی، ناتوانی در مقابله با مشکلات یا عدم توانایی در دفاع از خود رخ دهد.
حقارت. [ ح َ رَ ] ( ع اِمص ) ذلت. خواری. ( از اقرب الموارد ). زبونی. پستی. فرومایگی. کوچکی. || ( مص ) خرد شدن. حقیر شدن. ( زوزنی ). خوار شدن. زبون شدن. || خرد شمردن. کوچک شمردن. تحقیر:
در هیچکس بچشم حقارت نظر مکن
تا در تو هم بدیده تحقیر ننگرند.خواجه عبداﷲ انصاری.مبین در هیچ شخصی از حقارت
که نپذیرد در این جا دل عمارت.ناصرخسرو.در من بحقارت نتوان کرد نگاه
یک باز سپید به ز صد باز سیاه.ادیب صابر.دو امیرزاده در مصر بودند، یکی علم آموخت و آن دگر مال اندوخت... پس این توانگر بچشم حقارت در فقیر نظر کردی. ( گلستان ). رجوع به حقارة شود.
حقارة. [ ح َ رَ ] ( ع مص ) خرد و خوار شدن.( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به حقارت شود.
(حَ رَ ) [ ع. حقارة ] (اِمص. ) خواری، پستی، زبونی.
۱. کوچک شدن، پست شدن، خوار شدن.
۲. کوچکی، پستی، خواری، زبونی.
کوچک شدن، پست شدن، واری، پستی، کوچکی، پستی
۱ - ( مصدر ) خوار شدن حقیر گشتن. ۲ - ( اسم ) خواری پستی زبونی.
خواری، پستی، زبونی
💡 گرد قدم زائرت، از غایت رفعت بر فرق فریدون ننشیند ز حقارت
💡 تویی که همتت از فرط کبریا نکند مگر بچشم حقارت در آفتاب نگاه
💡 در مجموع داستانهای آل احمد، تصویری از حقارت زنان در جامعهای مردسالار است. زنانی که از خود هیچ اختیاری ندارند و از سوی مردان آزار و اذیت میشوند.
💡 کجاست غیرت عشقت که زاهد از نخوت بعاشقان تو چشم حقارتی دارد
💡 «الکترو» مردی سرخورده با عقده حقارت بود که بهطور تصادفی و هنگام کار روی خطوط برق، مورد اصابت رعد و برق قرار گرفت و متوجه شد که میتواند جریان الکتریسیتهای را که در وجودش به جریان افتاده، را کنترل و علیه دیگران استفاده کند. او از دشمنان نیرومند اسپایدرمن محسوب میشود ولی همیشه در مقابل او شکست خورده است. (او گاهی اوقات با ظاهری نسبتاً متفاوت در داستانهای اسپایدرمن ظاهر میشود).
💡 مبین به چشم حقارت شکسته بالان را که در گرفتن عبرت هزار شهبازند
💡 به عبارت دیگر، این قبیل افراد با نشان دادن عضو جنسی خود به یک غریبه، میکوشند تا از راه تحت تأثیر قرار دادن او به یک احساس توانایی و تسلط جنسی دست یابند؛ زیرا اغلب روان شناسان و روانپزشکان معتقدند که افراد نمایشگر از نظر شخصیتی دچار احساس نا ایمنی و عدم اطمینان نسبت به توانایی جنسی و دچار احساس حقارت، فقدان قاطعیت و از نظر اجتماعی منزوی هستند.