در زبان فارسی به معنای روباه و همچنین با نامهای روبه و گته سک شناخته میشود، موضوع توصیفات متعددی در متون طب سنتی و اختیارات پزشکی بوده است. در کتاب اختیارات بدیعی به خواص درمانی متعددی از این حیوان اشاره شده است؛ به عنوان مثال، بیان گردیده که اگر گوشت ثعلب را با آب بپزند و عصاره آن را بر مفاصل بمالند، تأثیر شگرفی در بهبود درد مفاصل دارد. به ویژه، اگر حیوان زنده پخته شده و فرد مدتی در آن آب بنشیند، این اثر تقویت میشود، البته این عمل باید پس از پاکسازیهای لازم انجام گیرد. همچنین، پیه آن برای تسکین دردهای گوش سودمند دانسته شده و استفاده از آن به عنوان قطره گوش، بینایی را تقویت کرده و کری و درد گوش را از بین میبرد.
علاوه بر این، از اندامهای دیگر نیز در پزشکی سنتی یاد شده است. به این صورت که خشک کرده شش آن را سحق (آسیاب) نموده و آشامیدن آن را برای درمان ربو و سرفههای مزمن مفید دانستهاند. پیه آن نیز خواصی برای تسکین درد دندان و چشم دارد. همچنین، شریف آورده است که مخلوط پیه ثعلب با پوست تخم مرغ سوخته، مرهمی مؤثر برای درمان داءالثعلب (آلوپسی آرهآتا یا ریزش سکهای مو) است و این ترکیب مجرب شمرده شده است. زهره (صفرا) آن نیز با گیاهانی چون کرفس و اَشق ترکیب و به صورت سعوط (چکاندن در بینی) برای بیماران مبتلا به مراحل اولیه جذام توصیه گردیده است.
در مورد پوست ثعلب، گفته شده است که پوست آن بهشدت گرم و از جمله مسخّنترین پوستها محسوب میشود و برای افراد با مزاج مرطوب بسیار مناسب است، اما پوشیدن آن برای افراد گرممزاج توصیه نمیگردد. هر چه موی روی پوست بیشتر باشد، گرمای آن نیز بیشتر است و این پوشش برای زنان بلغمیمزاج و سالمندان مناسب دانسته شده است. در کتب خواص ابن زهر نیز آمده است که اگر پیه آن را بر تازیانهای که در درون چوبی دارد بمالند، تمامی حشرات موذی به آنجا جمع میشوند. در نهایت، لازم به ذکر است که اگر بادام تلخ کوبیده شده را بر گوشت خام بپاشند و روباه از آن بخورد، بیهوش خواهد شد.
ثعلب. [ ث َ ل َ ] ( ع اِ ) روباه ماده یا عام است. روبه. گته سک. و در اختیارات بدیعی آمده است: بپارسی روباه گویند چون به آب بپزند و بر مفاصل طلا کنند بغایت نافع بود خاصه همچنان زنده بپزند وزمانی نیک در آن آب نشینند اما بعد از تنقیه این عمل کنند و پیه وی درد مفاصل را سودمند بود و درد گوش ببرد چون در گوش چکانند و اگر به آن ادمان نمایند کری زایل کند و درد گوش ببرد و شش وی خشک کرده و سحق نموده بیاشامند نافع بود جهت ربو و سرفه و پیه وی چون در دهان گیرند درد دندان زایل کند و درد چشم را نافع بود و شریف گوید پیه وی چون با پوست تخم مرغ سوخته بیامیزند و بر داءالثعلب نهند نافع بود و مجرب است و زهره وی با کرفس و اشق بگدازند مساوی و سعوط کننددر بینی کسی که ابتداء جذام بود در هر روز یکبار بغایت نافع بود و چون آدمی دندان وی در دست گیرد ایمن باشد از بانک کردن سگ و پیه وی با زیت انفاق کهن بگدازند و بر نقرس و مفاصل طلا کنند نافع بود پوست وی بغایت گرم بود از همه پوستها مسخن تر بود و مرطوب مزاج را شاید پوشیدن و محرورمزاج را نشاید. و کسی را که سرما بروی غالب باشد شاید و هرچند که موی بر وی زیاده بود سخونت وی بیشتر بود و آن لباس زنان بلغمی مزاج و پیران باشد و در خواص ابن زهر آمده است که پیه وی چون طلا کنند بر تازیانه که چوبی در اندرون او بود در هر خانه که بنهند مجموع کیکها بر آن جمع شوند و این مؤلف گوید اگر بادام تلخ بکوبند و بر گوشت افشانند چون روباه بخورد بیهوش شود. و در تحفه حکیم مؤمن آمده است: به فارسی روباه گویند و آن حیوان معروفی است پوست او در گرمی قریب به سمور جهت مبرودین و مرطوبین و نطول طبیخ زنده او و مذبوح او در درد مفاصل سودمند و طبیخ زنده قویترخصوصاً که در روغن زیتون جوشانیده باشند جهت تعقد وصلابت مفاصل نافع و باعث سرعت راه رفتن اطفال و رفع اعیاء و آشامیدن یک مثقال از شش او که خشک کرده باشند با آب عسل جهت ربو و سرفه و طلاء آن با پوست سوخته ٔتخم مرغ جهت داءالثعلب مجرّب و پیه او جهت درد گوش وبا روغن زیتون و امثال آن جهت نقرس و دردهای بارد وسعوط زهره او باهم وزن آن آب کرفس در هر ده روز یکبار جهت ابتداء جذام و زیاده نشدن آن بغایت مؤثر و گوشت او جهت مبرودین و تحریک باه و صاحبان استسقا مفید و خاکستر پوست او جهت سوختگی آتش و بواسیر و قروح حاره و تدهین دست و پا به پیه او مانع مضرت سرما و نگاه داشتن دندان او را جهة منع فریاد کردن سگ مجرب دانسته اند و مالیدن پیه او بر چوبی و نصب کردن آن درموضعی از خانه سبب اجتماع کیک بر آن چوب - انتهی.
(ثَ لَ ) [ ع. ] (اِ. ) گیاهی است از ردة تک لپه ای ها که گونه هایش تیرة ثعلب را به وجود می آورد. این گیاه دارای گل های خوشه ای صورتی و سفید است و خاصیت دارویی دارد.
(ثَ لَ ) [ ع. ] (اِ. ) روباه.
۱. گیاهی با برگ های پَهن، گل های خوشه ای صورتی یا سفید، و ریشه ای غده ای، ارکیده.
۲. غدۀ زیرزمینی این گیاه در تهیۀ بعضی غذاها و شیرینی ها به کار می رود، خصی الثعلب، خصیة الثعلب.
۳. [جمع: ثعالب] [قدیمی] روباه.
ابو العباس احمد بن یحیی شیبانی از نحویان کوفه ( ف. ۲۹۱ ه. ق. ) کتاب فصیح الغه ازوست.
( اسم ) ۱- گیاهی از رد. تک لپه ییها که گونه هایش تیر. خاصی را بنام تیر. ثعلب بوجود میاورد.گیاهی است پایه و دارای گلهای خوشه یی و برگهای پهن. برگهای تحتانیش بنوک باریک و تیزی منتهی میشوند وبرگهای فوقانیش معمولا دارای لکه هایی برنگ قهوه یی است. گلهایش صورتی یا سفید با خطوط و نقاط بنفش یاارغوانی است. کاس. گل آن شامل سه کاسبرگ است که اکثررنگ گلبرگهارا دارند.دو تااز کاسبرگها مانند بال و سومی راست قرار گرفته است. جامش نیزشامل سه گلبرگ است که دو عدد آنها در راست وچپ قرین. یکدیگروسومی زبانه ای خمیده میسازد. نافه اش دارای یک پرچم است که بساکی درشت و چسبنده دارد. تخمدان نیز سه برچه یی و گرده افشانی غیر مستقیم است ( بوسیل. حشرات ). ریش. ثعلب دو غده دارد که یکی تو خالی است ومربوط بگیاه رویید. فعلی است و دیگری تو پراست که مای. جوان. سال آینده است. غده های توپر ثعلب دارای مواد نشاسته یی و لعابی و غذایی است. از غده های زیر زمینی ثعلب آردی تهیه میکنند که در تجارت نیز بنام ثعلب مشهوراست. این آرد حاوی نشاسته و قند و مقداری موسیلاژ است. در تداوی این آرد را بعنوان رفع خستگی وتجدید قوی و در سابق برای تقویت نیروی باد و همچنین نرم کنند. سینه ( بعنوان خلط آور ) استعمال میکردند و معمولا مصرفش بصورت جوشاند. یک درصداست ثعلب دارای گونه های زیادی است و در حدود ۲۵ گونه حداقل از آن شناخته شده است که ازغده های زیرزمینی تمام آنها برای تهی. پودر ثعلب استفاده میشود. غیراز تداوی ثعلب را برای تهی. بستنی و شیرینی نیز بکار میبرند. این گیاه در اکثر نقاط اروپا و آسیا میروید. در ایران ( آذربایجان کردستان لرستان سواحل دریای خزر نواحی البرز خراسان ) کشت میشود و یکی ازاقلام صادراتی را تشکیل میدهد. بعضی ازانواع ثعلب را بعنوان گل زینتی خصوصا در باغهای اروپا میکارند ثعلبی خصی الثعلب ثعلب معمولی. ۲- روباه. ۳- آرد تهیه شده از غده های زیرین گیاه ثعلب. یا تیر. ثعلب. گیاهان تک لپه یی که از نظر ساختمان مورفولوژی و کیفیات زیستی و دیگر خواص شباهت بگیاه ثعلب دارند و جزو تیر. ثعلب بشمار آیند. تعداد این گیاهان در حدود ۵ هزار میشود که برخی از آنها در چمنزارهای مرطوب و بسیاری از آنها درمناطق گرم میرویند و سردست. آنها ثعلب معمولی است که شرح شده است. یا ثعلب معمولی. ثعلب.
نام جمل پیغمبر
{Orchis} [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از ثعلبیان که اغلب در اروپا و شمال غربی افریقا تا تبت و مغولستان و چین و ژاپن پراکنده هستند
رجوع شود به:ارکیده
گیاهی است از ردة تک لپهایها که گونههایش تیرة ثعلب را به وجود میآورد. این گیاه دارای گلهای خوشهای صورتی و سفید است و خاصیت دارویی دارد.
روباه.