لغت نامه دهخدا
سخونت. [ س ُ ن َ ] ( از ع، اِمص ) گرم بودن. ( غیاث ) ( آنندراج ). رجوع به سخونة شود.
سخونة. [ س ُ ن َ ] ( ع مص ) گرم گردیدن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به سخونت شود.
سخونت. [ س ُ ن َ ] ( از ع، اِمص ) گرم بودن. ( غیاث ) ( آنندراج ). رجوع به سخونة شود.
سخونة. [ س ُ ن َ ] ( ع مص ) گرم گردیدن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به سخونت شود.
(سُ نَ ) [ ع. سخونة ] ۱ - (مص ل. ) گرم شدن. ۲ - (اِمص. ) گرمی، حرارت.
۱. گرم بودن.
۲. گرم شدن.
۳. گرمی.
گرم بودن، گرم شدن، گرمی
۱ - ( مصدر ) گرم شدن. ۲ - ( اسم ) گرمی حرارت.
سخونة
گرم شدن.
گرمی، حرارت.
💡 چو علمت با عمل همکار نبود بنزد راسخونت بار نبود