تصویری

مترادف‌ها

دیداری، بصری، عکس‌گونه

متضادها

شنیداری، زبانی

فرهنگستان زبان و ادب

{figurative} [هنرهای تجسمی] هر اثر هنری که نمایانگر بخشی از طبیعت گیاهی یا حیوانی یا انسانی باشد

جمله سازی با تصویری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز اصل آزر و مانی مگر نسب داری که آزری تصویریّ و مانوی تِمثال

💡 کند چه نشو و نما دانه زمین گیری که در گذار ندیده است ابر تصویری

💡 این هنرمند صحنه مرگ اشخاصی را به تصویر کشیده که از صحنه مرگ آن‌ها هیچ گونه تصویری ثبت نشده‌است.

💡 پس از سه سال بعد از آلبوم هفت‌سین آلبوم برکت عرضه شد که شامل ۱۳ قطعه است. برای اولین بار کلیپ تصویری در این آلبوم قرار داده شده که مربوط به با تو است.

💡 گر از دود دل و خون جگر صد پیرهن پوشم همان چون ناله‌ام سر تا قدم نی رنگ تصویری

💡 برخورد با این مشکل نیازمند یک تحلیل تصویری دقیق از تمام داده‌های موجود است تا بتوانیم ریشه اصلی بحران را پیدا کنیم.

💡 در آموزش‌های مدرن، استفاده از ابزارهای تصویری و نمودارهای رنگی باعث می‌شود که دانش‌آموزان مفاهیم پیچیده ریاضی را بسیار سریع‌تر یاد بگیرند.

💡 او توانایی فوق‌العاده‌ای در ارائه یک گزارش تصویری از وقایع تاریخی داشت که باعث می‌شد شنوندگان کاملاً در فضای آن دوران غرق شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران