بکلی
واژهی بهکلّی (به صورت مرکب: به + کلّی) از ترکیب حرف اضافهی به و صفت عربی کلّی به معنی عام، همگانی و فراگیر تشکیل شده است. در دستور زبان فارسی، این ترکیب به عنوان قید تأکید به کار میرود که بر کامل بودن و تمامیت یک حالت، عمل یا ویژگی دلالت دارد. آوانگاری این واژه در فرهنگهای لغت به صورت [ ب ِ ک ُل ْ لی ] ثبت شده و بیانگر تلفظ صحیح آن است.
این قید در کاربردهای رسمی و ادبی زبان فارسی به معنای تمام و کمال، به طور کامل و بدون استثنا استفاده میشود و بر شدت و گستردگی یک امر اشاره میکند. معادلهایی مانند تماماً، کلاً و بالمرّه در زبان عربی و فارسی برای آن به کار رفتهاند. کاربرد صحیح آن در جملههایی است که بر قطعیت و فرابودن یک مفهوم تأکید میکنند، مانند: اختلافات پیشین بهکلّی مرتفع شد یا وی بهکلّی از شرکت در جلسه منصرف گشت.
مترادفها
تماماً، کاملاً، به تمامی، بهطور کامل
متضادها
کمی، جزئی
لغت نامه دهخدا
بکلی. [ ب ِ ک ُل ْ لی ] ( ق مرکب ) تمام. تمام و کمال. کلاً. تماماً. بالمره:
ما بمردیم و بکلّی کاستیم
بانگ حق آمد همه برخاستیم.مولوی.و رجوع به کل شود.
فرهنگ معین
(بِ کُ لّ ) [ فا - ع. ] (ق مر. ) کلاً، تماماً.
فرهنگ فارسی
کلا تماما تمام.
دانشنامه عمومی
بکلی ( به انگلیسی: Beckley ) یک روستا در بریتانیا است که در Beckley and Stowood واقع شده است. بکلی ۶۰۸ نفر جمعیت دارد.
ویکی واژه
کلاً، تماماً.
جمله سازی با بکلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسی جانها در این یغما ببردند بکلی جان ما از ما ببردند
💡 ورا دو دست بدر برنهاده باد و مرا ز راه در، بکلیدان نظار باید کرد