واژه بغیر به عنوان یک صفت عربی بررسی میشود. این واژه به شتری اطلاق میگردد که به بیماری بُغْر نوعی بیماری که بر شتر عارض میشود، مبتلا باشد. در منابع لغوی معتبر مانند ناظم الاطبا و منتهی الارب، جمع این کلمه بُغاری یا بغاری ذکر شده است. این کاربرد، هرچند که ریشه در ادبیات عربی دارد، امروزه در زبان فارسی معیار کمتر رایج بوده و بیشتر در متون تخصصی دامپزشکی قدیمی یا متون کلاسیک مشاهده میشود.
در مرحله بعد، بغیر به عنوان یک حرف اضافه مرکب (حرف استثناء) در فارسی و عربی مورد توجه قرار میگیرد. این واژه در معنای «مگر»، «جز»، «بدون» و «به استثنای» به کار میرود و نقش تفکیک یا استثنا کردن یک جزء از کل را ایفا میکند. برای مثال، در جمله «همه آمدند بغیر از علی»، منظور این است که علی غایب بوده است. استفاده از این حرف اضافه در متون رسمی و آکادمیک فارسی، نشاندهنده دقت در انتخاب واژگان و حفظ اصالت زبانی است، هرچند که در مکالمات روزمره معادلهای سادهتری مانند به جز جایگزین آن شدهاند.
بغیر.[ ب َ ] ( ع ص ) شتری که به بیماری بغر مبتلا باشد. ج، بُغاری یا بَغاری ̍. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ).
بغیر. [ ب ِ غ َ / غ ِ رِ ] ( حرف اضافه مرکب ) کلمه استثناء یعنی مگر، بدون و بجز و باستثناء. ( ناظم الاطباء ).
بغیر از بجز. توضیح لازم الاضافه است. یا بغیر از. بجز بغیر: ( آن کوه بغیر از یک راه پیچا پیچ معبری ندارد. )
[ویکی الکتاب] معنی دَسَّاهَا: آن را آلوده کرد (از دسّ به معنی چیزی را پنهانی داخل در چیز دیگر کردن، و مراد از این کلمه در آیه مورد بحث به قرینه اینکه در مقابل تزکیه ذکر شده، این است که انسان نفس خود را به غیر آن جهتی که طبع نفس مقتضی آن است سوق دهد، و آن را بغیر آن تربیتی که م...
معنی عَدْواً: ظلم - تجاوز(عدو به معنای تجاوز و ضد التیام است که اگر نسبت به قلب ملاحظه شود عداوت و دشمنی را معنا میدهد، و اگر نسبت به راه رفتن ملاحظه شود معنای دویدن را، و نسبت به اخلال در عدالت در معامله معنای عدوان و ظلم را میدهد، و به این معنا در آیه فیسبوا...
ریشه کلمه:
ب (۲۶۴۹ بار)غیر (۱۵۴ بار)