تعریف و معنا:
مغیلان: درختچهای است با خارهای بیشمار که از آن صمغ عربی به دست میآید. این درختچه به زبان عربی ام غیلان نامیده میشود.
محل رشد: مغیلان در بیابانها میروید و به دلیل ویژگیهای خاص خود، در این مناطق به خوبی رشد میکند.
میوه: این درختچه میوهای شبیه باقلا دارد و به نام دیگر خارشتر نیز شناخته میشود.
ریشهشناسی و افسانهها:
نام و معنی: نام مغیلان در اصل ام غیلان بوده که به معنی مادر غولان و دیوها است. این نام به دلیل اعتقادات قدیمی به وجود غولها و دیوهای بیابانی به این درختچه نسبت داده شده است.
افسانهها: در گذشته، تصور میشد که غولها و دیوها زیر بوتههای مغیلان پنهان میشوند و میتوانند مسافران و کاروانها را گمراه کنند.
کاربردها:
صمغ عربی: صمغ به دست آمده از این درختچه در صنایع مختلف، از جمله داروسازی و صنایع غذایی، کاربرد دارد.
محیط زیست: این درختچه به عنوان بخشی از اکوسیستم بیابانی اهمیت دارد و میتواند به حفظ خاک و جلوگیری از فرسایش آن کمک کند.
مغیلان. [ م ُ غ َ / م ُ ] ( اِ ) نام درختی است خاردار و به عربی آن را ام غیلان خوانند. ( برهان ). درخت کیکر و ببول. ( الفاظ الادویه ). درخت ببول که به هندی کیکر نیز گویند. در اصل ام غیلان بود که معنی آن مادر دیوان است چه ام به معنی مادر و غیلان جمع غول و لفظ «ام » مجازاً برای مقارنت و مجاورت می آید... پس لفظ مغیلان مفرد است و جمع مغیل نیست، چنانکه بعضی گمان برند... ( غیاث ) ( آنندراج ). مأخوذ از تازی، درختی خاردار که در مصر و عربستان فراوان و شبیه به درخت اقاقیا، ولی غیر از آن است و به تازی ام غیلان نامند. ( ناظم الاطباء ). طَلح. سَمُر. درخت صمغ، و بار او را ظفرةالعجوز نامند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا )
(مُ ) [ ع. ] (اِ. ) امُ غیلان، درختچة خاردار که در بیابان ها می روید.
( اسم ) ۱ - خارشتر ۲ - عدس تلخه.۳ - درختچه ایست با خارهای بی شمار از تیره پروانه واران و از دسته گل ابریشم ها که از آن نیز صمغ عربی بدست میاورند درخت صمغ عربی درخت ام غیلان طلح اقاقیای نیلوتیک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کعبه گو بازگشاید در رحمت بر من که همه عمر بپا خار مغیلان بودم
💡 از مغیلان گرچه می نالند دایم رهروان پای گرم ما مغیلان را به فریاد آورد
💡 چرا از کعبه برگردم که گر خاری بود در ره برآرم آه و در یک دم بسوزانم مغیلان را