مرخصی

لغت نامه دهخدا

مرخصی. [ م ُ رَخ ْ خ َ ] ( حامص ) رخصت. اجازه. اذن. || رهائی و آزادی از کار.

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع - فا. ] (حامص. ) ۱ - اجازه، رخصت. ۲ - آزادی. ۳ - رهایی پس از خاتمة کار.

فرهنگ فارسی

۱- رخصت اجازه. ۲- آزادی. ۳- رهایی پس از خاتم. کار.

فرهنگستان زبان و ادب

{leave} [حمل ونقل دریایی] مجوز معافیت از وظایف و ترک کشتی

ویکی واژه

ferie
congedo
اجازه، رخصت.
آزادی.
رهایی پس از خاتمة کار.

جمله سازی با مرخصی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این اشاره‌ای به شرط اجازه مرخصی از زندان به شرط عدم دیدار با مهدی کروبی، میر حسین موسوی و عبدالله نوری است، که وی از قبول آن سر باز زد.[نیازمند منبع]

💡 کاظمینی بروجردی در سال‌های ۱۳۷۴، ۱۳۷۹ و ۱۳۸۴ دستگیر و زندانی شده بود. وی بار دیگر در سال ۱۳۸۵ بازداشت و به ۱۱ سال زندان، به انضمام مصادره اموال محکوم شد. به گزارش رسانه‌ها، او در زندان اوین در شرایط بد جسمی و روحی به سر برده و از حق استفاده از دارو، مرخصی و ملاقات محروم بود. این رسانه‌ها همچنین اعلام می‌دارند که وی در زندان، بارها مورد شکنجه قرار گرفته و به بیمارستان منتقل شده‌است.

💡 مخترع آن گفته بود «توصیه من به مدیران اینست که هرگاه یکی از کارمندان مرخصی دو هفته‌ای برای رفتن به شکار خواستند فوراً موافقت کنید.»

💡 در ۱ دسامبر ۲۰۱۶، مجلس نمایندگان به اتفاق آرا، با ۶ رای ممتنع، لایحه ای را تصویب کرد که به زوج‌هایی که وارد یک اتحاد مدنی می‌شوند، ۵ روز مرخصی مانند زوج‌های تازه ازدواج کرده داده می‌شود. این لایحه در اکتبر ۲۰۱۷ با ۱۵ رای موافق در مقابل ۰ رای مخالف به تصویب سنا رسید. این قانون در ۸ نوامبر ۲۰۱۷ لازم الاجرا شد

ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز