جوکی

مترادف‌ها

سوارکار

لغت نامه دهخدا

جوکی. ( اِ ) جوگی. رجوع به جوگی شود.

فرهنگ عمید

برخی از پیروان مذهب هندو که توانایی انجام کارهای خارق العاده را دارند، درویش و مرتاض هندی، یوگی.

فرهنگ فارسی

۱- ( اسم ) فرقه ای از مرتاضان هند. ۲- ( صفت ) پیرو طریق. جوگیان مرتاض هندو.

جمله سازی با جوکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وَ یَوْمَ نَحْشُرُ و آن روز که فراهم آریم مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً از هر امّتی جوکی مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا ازیشان که بدروغ میداشتند سخنان ما فَهُمْ یُوزَعُونَ (۸۳) ایشان را فراهم میرانند و می‌باز دارند.

💡 چو جوکی موی‌سر انبوه‌و ناخنهای‌دست و پا دراز و زفت و ناهنجار چون بیل دهاقینش

💡 وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَیْکَ، یاد کن آن گه که بسوی تو گردانیدیم، نَفَراً مِنَ الْجِنِّ، جوکی از پریان، یَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ می‌نیوشیدند قرآن.

💡 لانا میشل مورر (متولد ۱۱ اکتبر ۱۹۷۰)، که بیشتر با نام هنری ام سی لایت شناخته می‌شود، خواننده رپ، دیسک جوکی و کارآفرین آمریکایی است.

💡 «فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ» گوناگون گروه گروه کردند خویشتن را و پاره پاره دین خویش، «زُبُراً» قصه قصه جوک جوک، «کُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ» (۵۳) هر جوکی بآنچه در پیش ایشانست و بر دست دارند شادند و پسند می‌دارند.

💡 اسلاویتسا جوکیچ (سیریلیک صربی: Славица Ђукић؛ زادهٔ ۷ ژانویهٔ ۱۹۶۰) بازیکن هندبال اهل یوگسلاوی بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران