یکی از معانی «جوری» به شکل صفت است و به مفهوم توافق، هماهنگی و همآهنگی است، یعنی چیزی که با شرایط یا چیزهای دیگر همخوانی دارد و هماهنگ است. در این کاربرد، این واژه مقابل «ناجوری» به کار میرود، که به معنی ناسازگار، ناهماهنگ یا متضاد با محیط یا چیزهای دیگر است. از این رو وقتی گفته میشود چیزی جوری است، یعنی شکل، رنگ، مزه یا حالت آن با سایر اجزا یا شرایط مطابقت دارد و حس تعادل و تناسب ایجاد میکند.
کاربرد دوم کلمه صفت نسبی است و به چیزی گفته میشود که به شهر جُور تعلق دارد، شهری که در گذشته در نواحی فارس شناخته شده بود. برای مثال گلاب جوری به معنای گلابی است که از این شهر یا منطقه تهیه شده و کیفیت یا ویژگی خاص آن با مکانش مرتبط است. این کاربرد نشان میدهد که این کلمه علاوه بر مفهوم هماهنگی، به نسبت مکان یا منشا چیزی نیز اشاره دارد و میتواند صفت نسبی باشد.