جسته

لغت نامه دهخدا

جسته. [ ج َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف / نف ) گریخته.فرارکرده. رهاشده. خلاص شده. رهائی یافته:
کسی کو ز بند خرد جسته بود
بزندان نوشیروان بسته بود.فردوسی.راست گفتی هزیمتی شهند
خسته و جسته و فکنده سپر.فرخی.کسی که بتکده سومنات خواهد کند
به جستگان نکند روزگار خویش هدر.فرخی.
جسته. [ ج ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف ) مطلوب. ( منتهی الارب ). بدست آمده. طلب شده. مقصود. کسب شده. تحصیل شده:
پنج دیبای ملون بر تنش
باز جسته دامن هر دیبهی.منوچهری.تا کی بود خلاف تو با دانا
او جُسته مر ترا و تو زو جَسته.ناصرخسرو.لیکن هرکه بدین فضایل متحلی باشد اگر در همه ابواب رضای او جسته آید.... از طریق کرم و خرد دور نیفتد. ( کلیله و دمنه ).
جسته. [ ج ِ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) قسمی دوختن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(جَ تِ )(ص مف. ) ۱ - طلب شده. ۲ - یافته.

فرهنگ عمید

۱. جهیده.
۲. گریخته.
۳. رهاشده.
* جسته جسته: کم کم، به تدریج.
* جسته گریخته:
۱. به طور پراکنده.
۲. گاه و بی گاه حرفی را در ضمن صحبت به زبان آوردن.
یافته، پیداکرده شده، جستجوشده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- طلب شده جستجو شده. ۲- تفتیش شده پرسیده.۳- یافته پیداشده.
قسمی دوختن

ویکی واژه

طلب شده.
یافته.

جمله سازی با جسته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زین صید گاه هیچ غزالی نجسته است درخاک و خون شکاری خود رانشانده گیر

💡 وی همچنین برندهٔ جوایزی همچون نشان پرچم سرخ کار و نشان برجسته افتخار شده‌است.

💡 در آتشیم چو شمع از ضعیفی طاقت که رنگ رفته نجسته‌ست از حواشی ما

💡 دیشب خیال رویش در خواب دید دیده امروز آن خیالش بر ما بود خجسته

💡 بدوان از پی مردان بنگر از چپ و راست جسته از سنگ ستاره ز قمر مه روتر

💡 خجسته باد بر او مهرگان و عید شریف دلش به عید شریف و به مهرگان مسرور

محاکره یعنی چه؟
محاکره یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز