جزایر

به زمین‌هایی گفته می‌شود که به‌طور کامل توسط آب احاطه شده‌اند و از خشکی‌های اصلی جدا هستند، چه در دریا، دریاچه یا رودخانه‌ها واقع شده باشند. این واژه نشان‌دهنده واحدهای جغرافیایی مستقل است که می‌توانند کوچک و یا بسیار وسیع باشند و در شکل، اندازه و ویژگی‌های طبیعی با یکدیگر تفاوت دارند. جزایر معمولاً از فرآیندهای زمین‌شناسی مانند فعالیت‌های آتشفشانی، رسوب‌گذاری یا بالا آمدن زمین تشکیل می‌شوند و ترکیب خاک، پوشش گیاهی و منابع طبیعی آن‌ها بسته به شرایط محیطی متفاوت است. از منظر اکولوژیکی، جزایر زیستگاه‌های منحصربه‌فردی برای گونه‌های گیاهی و جانوری ایجاد می‌کنند و به دلیل جدایی از خشکی‌های اصلی، تنوع زیستی و سازگاری‌های خاصی در آن‌ها شکل می‌گیرد. این واحدهای جغرافیایی نقش مهمی در اقتصاد، سیاست و فرهنگ دارند و معمولاً به دلیل منابع طبیعی، مکان‌های استراتژیک یا جاذبه‌های گردشگری ارزشمند محسوب می‌شوند. جزایر می‌توانند انسانی یا غیرمسکونی باشند و حضور یا عدم حضور انسان تأثیر قابل توجهی بر محیط زیست و توسعه آن‌ها دارد. مطالعات جغرافیایی و محیط‌زیستی جزایر، شامل بررسی آب و هوا، زمین‌شناسی، پوشش گیاهی و روابط انسانی، به درک بهتر پویایی این مناطق کمک می‌کند. در طول تاریخ، آن‌ها به عنوان مکان‌های سکونت، تجارت، دفاع و فرهنگ اهمیت ویژه‌ای داشته‌اند و هویت خاصی برای جوامع انسانی ایجاد کرده‌اند.

لغت نامه دهخدا

جزایر. [ ج َ ی ِ ] ( اِ )نام سلاح جنگ و آن بندوقی کلان باشد. ( آنندراج ): جزایرهای اژدردهان آتش بار را بر سر دست قرار داده به یک شلیک دود از نهاد زنبورک چیان برآورده، اکثری را هدف گلوله جزایر نموده مابقی زنبورکچیان از شر گلوله جزایر تاب مقاومت نیاورده فرار نمودند... ایرانیان به ضرب گلوله جزایر و توپچیان به خالی کردن توپهای پی درپی... ( از مجمل التواریخ گلستانه ). و اهل قلعه از بروج توپ و تفنگ و جزایر و خمپاره مانند ستاره از هر طرف بر آنها میریختند. ( تاریخ گلستان ).
جزایر. [ ج َ ی ِ ] ( ع اِ ) جزائر. ج ِ جزیره. جزیره ها. خشکیهای محاط بر آب. ( فرهنگ نظام ) ( ازمنتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). رجوع به جزائر و جزیره شود:
جزایر ز کردار او در خروش
جهانی ز دستش چو دریا بجوش.سعدی.|| ج ِ جزور، بمعنی شتر کشتنی. ( از اقرب الموارد )( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
جزایر. [ ج َ ی ِ ] ( اِخ ) ( الَ... ) رجوع به الجزایر شود.

فرهنگ معین

( جَ یِ ) [ ع. جزائر ] (اِ. ) جِ جزیره، آبخست ها، جزیره ها.

فرهنگ عمید

= جزیره

فرهنگ فارسی

جمع جزیره
( اسم ) جمع جزیره آبخست ها جزیره ها.
نام سلاح جنگ و آن بند وقی کلان باشد. جزایرهای اژدر دهان آتش بار را بر سر دست قرار داده بیک شلیلک دود از نهاد زنبورک چیان بر آورده اکثری را هدف گلوله حزایر نموده مابقی زبنور کچیان از شر گلوله جزا پرتاب مقاومت نیاورده فرار نمودند.

ویکی واژه

جزائر
جِ جزیره؛ آبخست‌ها، جزیره‌ها.

جمله سازی با جزایر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 القرارم قوقه (عربی: القرارم قوقة) یک منطقهٔ مسکونی در الجزایر است که در ناحیه القرارم قوقه واقع شده‌است. القرارم قوقه ۳۶٬۴۸۲ نفر جمعیت دارد.

💡 آن‌زمان خشکی زهم نگسسته بود وان جزایرها بهم پیوسته بود