لغت نامه دهخدا
ثعالب. [ ث َ ل ِ ] ( ع اِ ) ج ِ ثَعلب. روباهان.
ثعالب. [ ث َ ل ِ ] ( ع اِ ) ج ِ ثَعلب. روباهان.
(ثَ لِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ ثعلب، روباهان.
= ثعلب
( اسم ) جمع ثعلب: روباهان.
جِ ثعلب؛ روباهان.
💡 وارتاع منهم غداه الروع قایدکم روغ الثعالب من ذی لبده ضاری
💡 اشعار ثعالبی مانند بسیاری از شاعران دیگر دورنمایی مناسب از اوضاع فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی عصر شاعر را به همراه دارد.
💡 بود مؤذن مسجد گواه حکمت وی چنانکه هست شهود ثعالب از ازناب
💡 الاعجاز و الایجاز (به عربی: الإعجاز والإیجاز) یکی از مهمترین آثار ثعالبی است. این اثر نیز مانند همهٔ نوشتههای ثعالبی به عربی است. این کتاب مجموعه مثلهای عربی به شمار میرود.
💡 ثعالبی پس از شصت سالگی به نیشابور بازگشت و مورد احترام بزرگان آنجا واقع شد و کتابهای ثِمارالقلوب فی المضاف و المنسوب، فقه اللغة و سرّالعربیّة را نوشت و به دوست دیرینش، امیرابوالفضل میکالی، هدیه کرد.
💡 از جیش ثعالب چه غم استی که بقدرت تنها به دو صد بیشه غضنفر زده ای باز