فرهنگ معین
(تَ ) (اِمر. ) خوارکی از پلو که در میان آن تکه های بزرگ گوشت یا مرغ نهاده و پخته باشند.
(تَ ) (اِمر. ) خوارکی از پلو که در میان آن تکه های بزرگ گوشت یا مرغ نهاده و پخته باشند.
غذایی که از گوشت، ماست، زعفران، تخم مرغ، ادویه، و امثال آن که بین لایه های پلو قرار می دهند، تهیه می شود.
( اسم ) پلویی که در میان آن قطعات بزرگ گوشت نهاده و پخته باشند.
خوراک پلوکه تکه های گوشت درته دیگ بگذارند
تَه چین
در آشپزی ایرانی، غذایی فراهم آمده از برنج (← چلو)، سینه و ران استخوان گرفتۀ مرغ یا گوشت سردست و سینۀ گوسفند (خوابانده در ماست، زعفران، تخم مرغ، و پیازِ رنده شده) یا بادنجان یا اسفناج، و افزودنی هایی چون روغن، چهارسبزی (جعفری، کرفس، ترخون، مرزه)، هویج، زعفران، روغن، و رُب انار. ته چین دو بخش اصلی دارد: لایۀ زیرین، قشر ضخیم زعفرانی شدۀ ته دیگ مانندی است آکنده از مرغ یا گوشت و موادِ دیگر در لا به لای آن، و لایۀ رویی که برنج چلوپز شده ای است نهاده بر روی قشر زعفرانی زیرین.
خوارکی از پلو که در میان آن تکههای بزرگ گوشت یا مرغ نهاده و پخته باشند.
💡 همینکمند علایق که بسته چین فسردن توگر ز وهم برآیی چه نردبان که نبندد
💡 خجیره کیجا، من ته ادایِ میرمه ته چین چینه زلف، لام الف لای میرمه
💡 گر لبی را به هوس نالهکمین میکردم صدکمند از نفس سوخته چین میکردم
💡 چو علمت هست خدمت کن چو دانایان که زشت آمد گرفته چینیان احرام و مکی خفته در بطحا
💡 چون تبسم جسته چین عنبرین گیسوی او شمه ای از بوی عطرش مشک سارا آمده
💡 چوعلمتهستخدمتکنچوبیعلمانکهزشتآید گرفته چینیان احرام و مکی خفته در بطحی