تلطف. [ ت َ ل َطْ طُ ] ( ع مص ) بر یکدیگر نرمی کردن. ( منتهی الارب ). لطف کردن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). نرمی نمودن و مهربانی کردن. ( آنندراج ). نرمی کردن. ( ناظم الاطباء ). ترفق. ( اقرب الموارد ):
دست بر پشت مار مالیدن
به تلطف نه کار هشیار است.سعدی.رجوع به تلطف کردن و تلطف نمودن شود.
|| خشوع کردن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و این معنی با معنی پیشین متقارب است. ( اقرب الموارد ). || حیله کردن بر کسی تا جائیکه به اسرار او آگاه گردد. ( از اقرب الموارد ). || درنگریستن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ).
(تَ لَ طُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) نرمی کردن، مهربانی کردن.
نرمی و مهربانی کردن، اظهار لطف و محبت کردن.
نرمی ومهربانی کردن، اظهارلطف ومحبت کردن
۱ - ( مصدر ) نرمی کردن مهربانی کردن. ۲ - چربدستی کردن چابکی ورزیدن. ۳- ( اسم ) نرمی مهربانی. ۴ - چربدستی چابکی. جمع: تلطیفات.
نرمی کردن، مهربانی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدین ها روی صحرا را بیاراست تلطف ها نمود و عذرها خواست
💡 ۱۵- ۲ آذر ۱۲۸۶: «شش نفر عضو برگزیده انجمن محلی به اتفاق حکمران روز دوشنبه دوم آذر ۱۲۸۶ به در دکا نها و بازار رفته و اظهار تلطف و مهربانی کردند. مقرر شد که عجالتاً هفتهای سه روز ایام دوشنبه، چهارشنبه و پنجشنبه از چهار ساعت به غروب مانده جلسه انجمن محلی دایر و شش نفر وکیل انجمن نیز مشغول تکالیف خود باشند.»
💡 گویند به سمع ملک غور رسانیدند که انوری تو را هجا گفته است، به ملک هرات نوشت و انوری را طلب کرد و نسبت به وی اظهار تودد و تلطف نمود اما مقصودش انتقام بود و ملک هرات آن را به فراست دریافت اما آن را به صریح نمی توانست نوشت در مکتوبی که از برای مطالبه انوری می نوشت این بیتها را درج کرد:
💡 با یار جفا جوی پس از هجر دراز کردم به تلطف سخن وصل آغاز
💡 بر قامت ما کسوت تقصیر بریدند تا زیب خداوند شود عفو و تلطف