در زبان فارسی، تفهم به معنای توانایی درک عمیقتر و جامعتر از یک موضوع یا وضعیت به کار میرود. این واژه به فرآیند فهم و درک مفاهیم، احساسات، یا موقعیتها اشاره دارد.
به عنوان مثال، وقتی میگوییم تفهم متقابل، به معنای درک و فهم یکدیگر در یک رابطه یا گفتگو است.
تفهم. [ ت َ ف َهَْ هَُ ] ( ع مص ) دریافتن به درنگ. ( تاج المصادر بیهقی ). دریافتن. ( زوزنی ) ( دهار ). اندک اندک دریافتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). ادراک. دریافت و بازیافت. ( ناظم الاطباء ): که اگر در خواندن فروماند به تفهیم معنی کسی تواند رسید. ( کلیله و دمنه ).
(تَ فَ هُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) دریافتن، فهمیدن.
۱. فهمیدن، دریافتن.
۲. مطلبی را کم کم درک کردن.
فهماندن، دریافتن، کم کم مطلبی رادرک کردن
۱ -( مصدر ) دریافتن فهمیدنفهم کردن. ۲ - ( اسم ) دریافت. جمع: تفهمات.
دریافتن، فهمیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یادگیر این سخن ایمرد سخن پیشه زمن که گر این فهم کنی عز تفهم بینی
💡 ثم خوّف اهل مکة فقال: «وَ کَمْ أَهْلَکْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ» ای قبل قریش من امة کافرة. «هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ» هل تری منهم احدا؟ «أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِکْزاً» صوتا الاحساس الادراک بالحاسة الرکز الصوت الخفی، و الحرکة الّتی لا تفهم.
💡 آنم که گه مدح تو چون موی شکافم سرگشته شود عقل از ادراک و تفهم
💡 بذات خویش ممکن جز عدم نیست عدم را در تفهم بیش و کم نیست