تعال

لغت نامه دهخدا

تعال. [ ت َ ل َ ] ( ع اِ فعل ) فعل امر است از تعالی یعنی بیا. ( از منتهی الارب ). کلمه امر مشتق از تعالی یعنی بیا. ( آنندراج ). فعل امر از تعالی و اصل آن در موردی است که مردی در بالا باشد و کسی را که در پایین است بخواند پس گوید تعال. و بر اثر کثرت استعمال معنی بیا به خود گرفته بی آنکه موضع دعوت شونده مورد توجه باشد، پائین یابالا و یا مساوی... ( از اقرب الموارد ):
بل چو هزیمت شدم از پیش دیو
گفت مرابختم از اینجا تعال.ناصرخسرو ( دیوان ص 252 ).به عالی فلک برکند سر سخن
ز بس فخر چون منْش گویم تعال.ناصرخسرو ( دیوان ص 256 ).هین رها کن بدگمانی و ضلال
سر قدم کن چون که فرمودت تعال.مولوی.بانگشان درمیرسد زان خوش خصال
کای ز ما غافل هلا زوتر تعال.مولوی.یا بریدالحمی حماک اﷲ
مرحبا مرحبا تعال تعال.حافظ.رجوع به تعالی شود.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] فعل است به معنای بیا.

فرهنگ عمید

بیا.

فرهنگ فارسی

( فعل اسم ) بیا.
فعل امر است از تعالی یعنی بیا

ویکی واژه

فعل است به معنای بیا.

جمله سازی با تعال

💡 آن مرد گفت: مال مردمان به فسوس می‌خوری. حاتم گفت: از مال تو هیچ می‌خورم؟گفت: نی. گفت: کاشکی تو از مسلمانان بودتی. گفت: حجت می‌گویی؟گفت: خدای تعالی روز قیامت از بنده حجت خواهد. گفت: این همه سخن است.

💡 و عن عبد اللَّه بن عمرو بن العاص: انّ النّبی (ص) تلا قول اللَّه تعالی فی ابراهیم (ع): «فَمَنْ تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی وَ مَنْ عَصانِی فَإِنَّکَ غَفُورٌ رَحِیمٌ».

💡 همچنین جامی در نفحات الانس در شرح حال ابوالقاسم رازی آورده: «نام وی جعفر بن احمد بن محمّد است. به نشابور نشستی و صحبت با ابن عطا و محمّدبن ابی الحواری و ابوعلی رودباری رحمهم اللهّ تعالی داشته‌است.»

💡 مدیریت عملکرد فرآیندی استراتژیک و یکپارچه که در جهت بهبود مستمر عملکرد و توسعه توانایی‌های کارکنان و ایجاد فضای کار تیمی و دسته جمعی که در نهایت موجب تعالی سازمان می‌گردد.

💡 متقاضی پیوستن به طریقت فراماسونری، بعد از پذیرش تقاضایش از سوی لژ آبی، طی مراسمی مخصوص وارد در درجه اول شده و به عنوان مبتدی یا کارآموز، زیر نظر یک معلم ماسونی به آموختن تعالیم طریقت می‌پردازد.

جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
ناو یعنی چه؟
ناو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز