تربیت کردن

لغت نامه دهخدا

تربیت کردن.[ ت َ ی َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پرورش دادن و کردن و تعلیم کردن. ( ناظم الاطباء ). پروردن. پروریدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تربیت و تعلیم شود: یکی از وزرا پسری کودن داشت، پیش دانشمندی فرستاد که مر این را تربیت کن مگر عاقل شود. ( گلستان ).
گر تقویت کنی ز ملک بگذرد بشر
ور تربیت کنی به ثریا رسد ثری.سعدی. || آموختن و درس و سَبَق دادن. ادب آموختن. ( ناظم الاطباء ): این فرزند را چنان تربیت کن که یکی از فرزندان خویش را. ( گلستان ).
وآدمی را که تربیت نکنند
تا بصدسالگی خری باشد.سعدی.نفس را عقل تربیت می کرد
کز طبیعت عنان بگردانی.سعدی.رجوع به تعلیم شود. || به منصب رسانیدن. ( ناظم الاطباء ). برآوردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). برکشیدن و به ترقی و کمال رسانیدن. تفقد و بزرگداشت و برتری دادن:
مرا حق از پی مدح تو در وجود آورد
تو نیز تربیتی کن که دارم استحقاق.خاقانی.|| سرشتن. ( ناظم الاطباء ). بهمه معانی رجوع به تربیت شود.

فرهنگ فارسی

پرورش دادن و پرورش کردن و تعلیم کردن پروردن پروریدن یکی از وزرا پسری کودن داشت پیش دانشمندی فرستاد که مر این را تربیت کن مگر عاقل شود یا آموختن و درس و سبق دادن ادب آموختن این فرزند را چنان تربیت کن که یکی از فرزندان خویش را یا به منصب رسانیدن بر آوردن برکشیدن و به ترقی و کمال رسانیدن تفقد و بزرگداشت و برتری دادن یا سرشتن.

ویکی واژه

educare

جمله سازی با تربیت کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تربیت کردنش دشوار است و سخت واندر آن گنجینه‌ها گردد هدر

💡 ذره‌ام وز اثر تربیت شمس وجود تربیت کردن شمس و قمر آموخته‌ام

💡 کریم آنکس بود کو چون سهیل از تربیت کردن فراغت باشد ا رنگ عقیق و بوی بلغارش

💡 به لطف کوش که من آن نیم که گوید خصم فلان نبود سزاوار تربیت کردن

💡 پاکی طینت و اصل گهر و استعداد تربیت کردن مهر از فلک مینایی

💡 من غلام روزگارم کاین چنین فرزند را تربیت کردن نداند جز کنار روزگار

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز