تبلیغاتی

مترادف‌ها

تبلیغی، تبلیغ‌کننده

لغت نامه دهخدا

تبلیغاتی. [ ت َ ] ( ص نسبی ) از نظر تبلیغات. از جهت تبلیغ: نطق های تبلیغاتی. || در تداول عامه، اغراق آمیز. توأم با گزافه.

فرهنگ فارسی

از نظر تبلیغات از جهت تبلیغ نطق های تبلیغاتی. یا در تداول عامه اغراق آمیز توام با گزافه.

جمله سازی با تبلیغاتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از مرگ او تصویر العدنانی در جلد اولین شماره مجله تبلیغاتی جدید داعش به نام رومیه قرار گرفت که زندگی او را جهادی خواند و «شهادت» وی را ستود. بارها اعلام شد که کشته شدن العدنانی فقط داعش را تقویت خواهد کرد زیرا افراد زیادی هستند که راه او را دنبال کرده و جایگزین او شوند.

💡 ایرانیان مقیم شهر لس آنجلس دارای امکانات وسیع مالی و تبلیغاتی هستند، به‌صورتی که تنها در شهر لس آنجلس هم‌اکنون بیش از ۳۰ شبکه بیست و چهار ساعته فارسی‌زبان وجود دارد.[نیازمند منبع]

💡 بریتنی اسپیرز خواننده و ترانه‌نویس آمریکایی است که تاکنون نه آلبوم استودیویی، هفت آلبوم گردآوری‌شده، ۴۱ تک‌آهنگ، ۹ تک‌آهنگ تبلیغاتی منتشر کرده‌است و در سه فیلم به عنوان بازیگر مهمان حضور داشته‌است. اسپیرز در سال ۱۹۹۷، به منظور شروع فعالیت خود، یک قرارداد با ناشر آمریکایی جایو رکوردز امضاء کرد.

💡 کمپین‌های تبلیغاتی گسترده‌ای در تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی اجرا می‌شود تا مشتریان جدید با ویژگی‌های منحصر به فرد این محصول باکیفیت و مقرون‌به‌صرفه آشنا شوند.

💡 شرکت‌های بزرگ همیشه بودجه‌های بسیار زیادی را برای فعالیت‌های تبلیغاتی خود در نظر می‌گیرند تا بتوانند سهم بیشتری از بازار جهانی را به دست آورند و برند خود را تثبیت کنند.

💡 استفاده از روش‌های تبلیغاتی نوین و دیجیتال، باعث شده است که برندهای کوچک نیز بتوانند با هزینه‌ای کم، به مخاطبان هدف خود در سراسر جهان دسترسی پیدا کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران