تبعید کردن
مترادفها
راندن، تبعید کردن
متضادها
اسکان دادن، بازگرداندن
لغت نامه دهخدا
تبعید کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تبعید. نفی بلد کردن. اخراج بلدکردن. کسی را جلای مکان یا وطن فرمودن. || ( اصطلاح حقوقی ) نوعی مجازات، چنانکه کسی را بنا بدستور محاکم دادگستری و یا سایر مراجع صلاحیت دار از شهر یا ناحیه ای اخراج کردن و یا شخص محکوم را مجبور ساختن که در محل خاصی در مدت محدودی سکونت اختیار کند.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) کسی را از شهر و دیاری وی راندن نفی بلد کردن.
ویکی واژه
esiliare
espatriare
جمله سازی با تبعید کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهار در سال ۱۲۹۶ روزنامهای با عنوان بهار منتشر کرد که به خاطر مخالفتهایش با قرارداد ۱۹۱۹ توسط احمد قوامالسلطنه حاکم وقت خراسان توقیف شد. سپس او را به عثمانی تبعید کردند. او در تبعید هم به فعالیتهای خود ادامه داد.
💡 ابواسحاق ابراهیم اَطَّفَیِّش (۱۸۸۸م-۱۹۶۵م) ادیب الجزایری و عالِم اباضی بود. فقه، نحو و تفسیر خواند. در جامع زیتونه نیز در دانش آموخت. در جنبشهای ملّی شرکت داشت، فرانسویان او را تبعید کردند. به قاهره رفت (۱۹۲۳) و مجلهٔ المنهاج را نشر داد، چندین کتاب نیز دربارهٔ عالمان اباضی نگاشت. مرجع فتوای اباضی شد.
💡 ملا قربانعلی به انقلاب مشروطه اعتقادی نداشت و با مشروطیت مبارزه میکرد. پس از فتح تهران و پیروزی مشروطه، دولت قوایی را به سرکردگی یپرمخان و سردار بهادر بختیاری جهت سرکوب و دستگیری ملا قربانعلی به زنجان فرستاد. مشروطهخواهان قصد داشتند ملا را پس از دستگیری به تهران آورده و مانند شیخ فضلالله نوری محاکمه نماید، ولی با وساطت محمدکاظم خراسانی او را به کاظمین تبعید کردند.
💡 دولت وی در انقلاب اکتبر بهوسیلهٔ بلشویکها سرنگون شد. بلشویکها او را به فرانسه تبعید کردند. کرنسکی در زمان اقامت خود در پاریس، کتابهای گوناگونی دربارهٔ انقلاب روسیه منتشر ساخت.