ویکی واژه
تاجداران
مفرد تاجدار، عدهای از صاحبان تاج که باید صاحب قلمروی کشوری هم نیز باشند. زمین بنده و چرخ یار منست/ سر تاجداران شکار منست «فردوسی»
تاجداران
مفرد تاجدار، عدهای از صاحبان تاج که باید صاحب قلمروی کشوری هم نیز باشند. زمین بنده و چرخ یار منست/ سر تاجداران شکار منست «فردوسی»
💡 چون لسانالدهر و تاج اصفهان شد نام تو پیش تخت تاجداران از هنر نام آوری
💡 غلامِ نرگسِ مستِ تو تاجدارانند خرابِ بادهٔ لعلِ تو هوشیارانند
💡 به شاه شرق نماید خجسته دیداری ز تاجداران سازد به پیش شاه نثار
💡 شیرمردان گشته اندر پیش تیغ تو زبون تاجداران گشته اندر پیش تخت تو غلام
💡 پس شدند از شهر تا مسجد روان تاجداران و امیران سروران
💡 همه شادان و دست انداز و خندان همه شاهان عشق و تاجداران