تاتر

لغت نامه دهخدا

( تآتر ) تآتر.[ ت ِ آ ] ( فرانسوی، اِ ) تئاتر مأخوذ از فرانسه و متداول در زبان فارسی. تماشاخانه. نمایش خانه. بازیگرخانه. صحنه یا جایی که بازیگران برای نشان دادن داستان یا واقعه ای ظاهر شوند و آنرا مجسم سازند. فرهنگستان ایران بجای این کلمه «تماشاخانه » را پذیرفته است. رجوع به تماشاخانه شود.

جمله سازی با تاتر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جانشین تئوس، نکتانبو دوم نیز ضرب استاتر طلا را ادامه داد هر چند سکه‌های شخصی وی بود.

💡 درد خود با یار خود نه در میان تاترا بکند دوا اندر زمان

💡 دیدی تو زو مرنج و میندیش تاترا زان مالها بیا کندو پر کند چو نار

💡 جان بده از عشق جوهر این زمان تاترا جوهر بود آن رایگان

💡 به من بگو در زمستان در کوه‌های تاترا چه کردی، تا من به تو بگویم چه‌جور کوهنوردی هستی.