فرهنگستان زبان و ادب
{akinetic} [علوم پایۀ پزشکی] فاقد حرکت؛ مربوط به بی حرکتی
{akinetic} [علوم پایۀ پزشکی] فاقد حرکت؛ مربوط به بی حرکتی
فاقد حرکت؛ مربوط به بیحرکتی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آتل باید به قدر کفایت بلند باشد که نهتنها عضو شکسته، بلکه مفاصلی را که در بالا و پایینِ شکستگی قرار دارند نیز بیحرکت کند.
💡 همچنین، وی گاو «ایوداد» یا «ایوَکْداد»، یعنی یکتا آفرید، و انسان نخستین یا گیومرث، بهمعنای زند میرا، را که نمونهٔ انسان کامل است، خلق کرد. این آفریدگان گیتی در این مدت ۳ هزار سال بیحرکت و فعالیت بر جای ماندند.
💡 آیسمن عضو یکی از زیرشاخههای بشریت با نام جهشیافتهها بهشمار میرود که با تواناییهای ابرانسانی به دنیا آمدهاست. او توانایی کنترل سرما و یخ بوسیلهٔ انجماد بخار آب در اطرافش را دارد. این قابلیت به او اجازه بیحرکت نمودن اجسام و همچنین تبدیل بدن خود به یخ را میدهد.
💡 دم کشیده به زمین، چشم گشاده به سما وز دو سو بیحرکت، پهن دو رویین شهپر
💡 هر نوع روبشی که بهکار رود، باید با سیگنال واردشده به اسیلوسکوپ، همزمان (سینک) باشد تا یک شکل موج بیحرکت در اسیلوسکوپ نمایش دادهشود. برای این کار باید فرکانس سیگنال مبنای زمان، مضربی از فرکانس سیگنال مورد بررسی باشد (البته در حالتی که ورودی اسیلوسکوپ، یک سیگنال متناوب است).