دانشمندی
مترادفها
دانایی، خردورزی، علم، معرفت
متضادها
نادانی، جهل، بیسوادی
لغت نامه دهخدا
دانشمندی. [ ن ِ م َ ] ( حامص مرکب ) حالت دانشمند. کیفیت و چگونگی دانشمند. || با دانش بودن. دانشی بودن. عالمی. عالم بودن. دانشوری:
چیست دانی سر دلداری و دانشمندی
آن روا دار که گر بر تو رود بپسندی.سعدی.|| فقاهت. فقیهی. || عقل و خرد و زیرکی و ادراک و فهم. ( ناظم الاطباء ).
دانشمندی. [ن ِ م َ ] ( اِخ ) ( امرای... ) رجوع به دانشمندیه شود.
فرهنگ فارسی
۱ - علم دانایی فضل. ۲ - فقه فقاهت.
جمله سازی با دانشمندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 - کسی که در این روزگار در جستجوی دانشمندی باشد که به علم خویش عمل می کند، همیشه بی دانش خواهد ماند. و آن کس که در جستجوی طعامی بی شبهه است، گرسنه خواهد بود. و آن کس را که آرزوی دوستی بی عیب است، هرگز دوستی یافت نشود.
💡 دینوری دانشمندی ذوالفنون و همهچیزدان بود. تخصص و دانشهای او ناظر به اخترشناس، متخصص کشاورزی، گیاهشناسی، متخصص ذوب فلزات، جغرافیدان، ریاضیدان، و تاریخنگار است و او از دانشمندان عصر طلایی اسلام بوده است.
💡 شیخ الاسلام گفت: که کسی بیمار بودی یا درد دندان و چشم وجائی شدید بخیرجه شدندی تا وی الحمد خواندی و بدمدی، به شدی و در طرف راحت پدید آمدی. وقتی دانشمندی را درد دندان بود بوی شد الحمد بخواند و بدمید به شد. آن دانشمند گفت خیرجه الحمد نه راست خوانی و اید برتو راست کنم. گفت: نه تو دل راست کن.
💡 از میان استادان و مشایخ وی، پدرش حسین بن عبدالله غضائری، احمد بن عبدالواحد ابن عبدون و ابوالحسین محمد بن عثمان نصیبی، از راویان شناخته شدههستند. وی در خصوص رجالشناسی و کتابشناسی از پدرش به عنوان دانشمندی بزرگ در بغداد، بهره بسیار بردهاست.
💡 آیزاک نیوتن در ۸۴ سالگی در لندن درگذشت. پیکر وی را در کلیسای وست مینیستر به خاک سپردند. او نخستین دانشمندی بود که به این افتخار رسید.
💡 او در رابطه با ملیت خود چنین اعلام کرده است: ملیت پدر و مادر من امری شخصی است و نیازی به نشان دادن آنها نمیبینم. من متولد شهر نیویورک هستم و خود را نیز دانشمندی متعلق به تمام جهان میدانم.