خنیا

لغت نامه دهخدا

خنیا. [ خ ُ ] ( اِ ) سرود و ساز و نغمه باشد چه خنیاگر خواننده و سازنده و سرودگوی را گویند و به این معنی بتقدیم «یای » حطی بر «نون » هم آمده است. ( برهان قاطع ). سرود. ساز. نغمه. آهنگ. ترانه. ( ناظم الاطباء ). موسیقی. ( یادداشت بخط مؤلف ). رامش بود اعنی سرود و بدین سبب سرودگوی را خنیاگر گویند. ( صحاح الفرس ):
ز رامش جهان بانگ خنیا گرفت.اسدی.

فرهنگ معین

(خُ ) (اِ. ) سرود، نغمه، آواز.

فرهنگ عمید

سرود، آواز، نغمه.

فرهنگ فارسی

( اسم ) سرود نغمه آواز.

ویکی واژه

سرود، نغمه، آواز.

جمله سازی با خنیا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این امر از ویژگی‌های ادبیات روایی است که اجزا و عناصر برجسته افسانه‌ها و زمینه‌های کهن مشترک به دست خنیاگرها و قوال‌ها به دوره‌های بعدی منتقل شده و در داستان‌های مربوط به شخصیت‌های دوره‌ای بعدی دوباره ظاهر می‌شوند.

💡 ابراهیم موصلی نزد استادان ایرانی و عرب از جمله جوانویه زرتشتی[ث] و سیاط[ج] موسیقی آموخت. در همین دوره بود که وی به دربار والی بصره راه یافت و در مقام خنیاگر (خوانندهٔ آواز)، از احترامی بالا برخوردار شد.

💡 چو بلبل در فراق گل ازین اندیشه خاموشم که بانگ زاغ چون شاید به خنیاگر فرستادن

💡 چون ذره رقص کرد و بصد پرده باز گفت آنرا بسان زهره خنیاگر آفتاب

💡 مستهائی با ادب خنیاگرانی نوش لب آن بزیر آراسته بم آن ز بم رفته به زیر

💡 همیشه تا که درین کارگاه مینایی پیاله گیر بود ماه و زهره خنیاگر

مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز