حولی

لغت نامه دهخدا

حولی. [ ح َ لی ی ] ( ع اِ ) اسب و گوسفند یک ساله. ج، حوالی. ( مهذب الاسماء ). یک ساله از ستوران ناکفته سم و غیر آن. حولیة مؤنث آن و حولیات جمع آن. ( از منتهی الارب ). ستوران سم دار و غیر آن که یک سال بر آنها گذشته باشد: چون یکساله گردد [ بچه اسب ] حولی گویند. ( تاریخ قم ). و رجوع به صبح الاعشی ج 2 ص 30 شود.
حولی. [ ح َ لا ] ( ع ص ) رجل حولی؛ مرد سخت حیله گر. ( منتهی الارب ). || حائل. ( اقرب الموارد ). ج، حَولَیات. ( از اقرب الموارد ). رجوع به حائل شود.

فرهنگ عمید

ستور یک ساله.

فرهنگ فارسی

مرد سخت حیله گر جمع حولیات.

دانشنامه عمومی

شهر حولی ( به عربی: حولی ) در استان حولی در کشور کویت واقع شده است. جمعیت این شهر ۱۰۶٫۹۹۲ نفر است.

ویکی واژه

حوالی.حیاطِ خانه(در گویش فارسی ِ نیشابوری)
فرهنگ واژگان گویش نیشابور

جمله سازی با حولی

💡 یکیست عاشق و معشوق پیش اهل یقین دوئی گمان کج احولی و پندار است

💡 باشگاه القادسیه (به عربی: نادی القادسیة) یک باشگاه فوتبال از کویت است که در شهر حولی قرار دارد.

💡 استان حولی (به عربی: محافظة حولی) یک استان در کویت است که در شرق این کشور واقع شده‌است.

💡 الزهرا یک منطقهٔ مسکونی در کویت است که در استان حولی واقع شده‌است. الزهرا ۳۲٬۰۶۴ نفر جمعیت دارد.

💡 احولی راکرد گاهی دور از چشم نصیر تا ببیند درحقیقت صاحب دیدار شد

💡 ز احولی بگریز و دو چشم نیکو کن که چشم بد بود آن روز از جمالم دور

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
عجوزه یعنی چه؟
عجوزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز