دشک

لغت نامه دهخدا

دشک. [ دَ / دِ / دُ ] ( ترکی، اِ ) رشته تابیده که بر سوزن کشند. ( از برهان ). رشته تابیده ای که به سوزن کشند و خیاطی کنند. ( ناظم الاطباء ). || ریسمان خام. دشگ. ( برهان ).
دشک. [ دُ ش َ ] ( ترکی، اِ ) تلفظی از تشک در تداول عامه. تشک. توشک. برخوابه. شادگونه. نهالی. پنبه یا پشم آکندی که خواب بر وی کنند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): دشک و بالش و درون مبلها همه از هوا پر شده بود. ( سایه روشن صادق هدایت ص 14 ).

فرهنگ معین

(دَ ) (اِ. ) ۱ - رشتة تابیده که بر سوزن کشند. ۲ - ریسمان خام.

فرهنگ عمید

رشتۀ تابیده که برای دوختن چیزی به سوزن بکشند.

فرهنگ فارسی

تشک
رشته تابیده که بر سوزن کشند.

ویکی واژه

رشتة تابیده که بر سوزن کشند.
ریسمان خام.

جمله سازی با دشک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اردشکن، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مهریز در استان یزد ایران است.

💡 در سال ۱۳۹۰ اولین رکوردشکنی در ۶۰مترمانع که متعلق به خانم پدیده بلوری زاده بود را شکست و برای مسابقات برون مرزی قهرمانی آسیا چین انتخاب شد.

💡 از تلاش ناتوانان حکم جرأت برده‌اند رنگ‌ما گر نشکندخود را که‌را خواهدشکست‌؟

💡 یار ساقی شد و صد توبه به یک حیله شکست حیله‌انگیزیِ آن عهدشکن بسیار است

💡 عقل و دین و دل و جان را همه از ما بردی ای بت عهدشکن، پیش تو اینها باشد

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز