منشاء

منشاء در زبان فارسی به معنای جایی است که چیزی در آنجا به وجود آمده یا آغاز شده است. به عبارت دیگر، این واژه به مبدأ یا ریشه یک پدیده اشاره می‌کند. منشاء می‌تواند به معنای نقطه آغازین یک مفهوم، ایده یا حتی یک موجودیت باشد. در واقع، هر چیزی که به نوعی در زندگی ما وجود دارد، از یک منشاء خاص سرچشمه می‌گیرد و آن می‌تواند به تاریخ، فرهنگ یا طبیعت مربوط باشد. به همین دلیل، درک منشاء هر چیزی به ما کمک می‌کند تا بهتر بفهمیم چگونه و چرا آن چیز شکل گرفته و چه تأثیری بر زندگی ما دارد. این مفهوم نه تنها در زبان شناسی، بلکه در علوم مختلف نیز اهمیت زیادی دارد و می‌تواند در تحلیل رویدادها و پدیده‌های مختلف بسیار مفید باشد.

لغت نامه دهخدا

منشاء. [ م َ ش َءْ ] ( ع اِ ) محل نشأت و گویند: مولدی و منشی فی بنی فلان. ( از اقرب الموارد ). زیستنگاه. جایی که مردم بدانجا نشو و نما کنند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): تتار را موضع اقامت و منشاء و مولد واد غیر ذی زرع است... ( جهانگشای جوینی چ قزوینی ج 1 ص 15 ). چون مولد و منشاء پدر او نیشابور آمده است... او را اعزازی هرچه تمامتر کرد. ( لباب الالباب چ نفیسی ص 102 ). رجوع به منشاشود. || جای پیدا شدن و جای بودن. ( غیاث )( آنندراج ). جایی که چیزی پدید می گردد و حاصل می شود و اصل و مبداء و سرچشمه. ( ناظم الاطباء ): 
چه گویم که کار همه خلق را
همه منشاء از حضرت «من تشا» ست.سنائی ( دیوان چ مصفا ص 49 ).گرچه صدرت منشاء شعر است و جای شاعران 
گفتمت من نیز شعری بی تکلف ماحضر.سنائی ( ایضاً ص 159 ).هر کس به کاشان که مقر عز و مطلع سعادت و منشاء سیادت اوست رسیده... داند که علو همت او در ابواب خیر... تا چه حد بوده است. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 22 ). شهادات صخور همه افک و زور است و منشاء اغرا و غرور. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 353 ). ایزد تعالی این آستان عالی را که منشاء مکارم و معالی است بر اشادت معالم هنر... متوفر دارد. ( مرزبان نامه چ قزوینی ص 33 ). از جستن معایب که نفس آدمی منبع و منش آن است کشیده دارند. ( مرزبان نامه ایضاً ص 123 ). دوم روح حیوانی که منشاء او دل است. ( مرزبان نامه ایضاً ص 97 ).
اگر ایمنی به طاعت، امنی است خوفناک 
ور خایفی ز معصیت، این منشاء رجاست.
کمال الدین اسماعیل ( دیوان چ حسین بحرالعلومی ص 18 ).
اکثر این ظنون باطل و بی حقیقت باشد و منشاء آن جهل محض. ( اخلاق ناصری ). اگر طاعنی در ایشان از سر انصاف درنگردو به تحقیق و تدقیق منشاء حقد و بغض ایشان بازجوید... ( مصباح الهدایه چ همایی ص 46 ). بدانک معدن صفات ذمیمه و منش-اء اخلاق سیئه در وجود آدمی نفس است همچنانک منبع صفات حمیده و منشاء اخلاق حسنه روح است. ( مصباح الهدایه ایضاً ص 85 ). منشاء شکوک بیشتر آن است که کسی کار خداوند بر کار بنده قیاس کند. ( مصباح الهدایه ایضاً ص 28 ). منشاء این توحید، نور مشاهده است و منشاء توحید علمی نور مراقبه. ( مصباح الهدایه ایضاً ص 21 ).
بادت همه روزه خوشتر از عید
کاین منشاءشادی جهان است.وحشی.

فرهنگ معین

(مَ شَ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - جای پیدایش. ۲ - اصل، مبداء.

ویکی واژه

جای پیدایش.
اصل، مبداء.

جمله سازی با منشاء

محمد عربی منشاء حکایت کن که کرده زیب قدش را به جامهٔ لولاک
پس صفت ذات بود عین ذات ذات بود منشاء صدق صفات
لت و مردی و مردمی زاکا بر اخسیک آنکه منشاء و مو