سوابق. [ س َ ب ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ سابقه: گمان نمیباشد که شتر... سوابق تربیت را به لواحق کفران خویش مقابله روا دارد. ( کلیله و دمنه ). بحقوق صحبت و ممالحت و سوابق دوستی و مخالطت بیاراسته. ( کلیله ودمنه ). سوابق معدلت امیر عادل ناصرالدین... سعی نمود تا آنرا به لواحق خویش بیاراست. ( کلیله و دمنه ). سوابق منعم را به لواحق کرم آراسته گردانید. ( سندبادنامه ص 14 ). محمود یلواج که سوابق بندگیها به لواحق هواداری مقرون گردانیده. ( جهانگشای جوینی ). سرهنگان پادشاه به سوابق فضل او معترف بودند و بشکر آن مرتهن.( گلستان ). سوابق اِنعام ِ خداوندی ملازم روزگار بندگان است. ( گلستان چ یوسفی ص 145 ). رجوع به سابقه شود.
(سَ بِ ) [ ع. ] (اِ. ) گذشته ها، سر - گذشت ها. جِ سابقه.
= سابقه
( اسم ) جمع سابقه گذشته ها سرگذشتها یا سوابق محبت. آشنایی قدیم دوستی دیرین. یا سوابق نعمت. نعمت قدیم.
سوابق (فیلم). سوابق ( انگلیسی: Careers ) یک فیلم به کارگردانی جان فرانسیس دیلان است که در سال ۱۹۲۹ منتشر شد.
گذشتهها، سر - گذشتها. جِ سابقه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوابق کرمت را بیان چگونه کنم تبارک اللَّه از آن کارساز ربانی
💡 حد اقل ۱۳ نوع تازی در افغانستان شناخته شدهاست، و بعضی از گونهها هنوز هم در حال رشد هستند. (نظر به نگهداری سوابق پرورشی آنان)
💡 عزمت چرا سوابق صحبت به پا فکند حزمت چرا سو الف الفت ز کف نهاد
💡 مسعود صاعد آنکه بانواع اصطناع بر اهل فضل همّت او را سوابقست
💡 اندیشه آریایی گرایی در کنار سوابق سو روس و انگلیس در ایران موجب نزدیکی فراوان میان آلمان نازی و حکومت پهلوی در دوران رضا شاه شد.
💡 بآشنا و به بیگانه جود اوست رسا اگر سوابق هست و اگر سوابق نیست