ساز و نوا
مترادفها
موسیقی، آهنگ، نوا
متضادها
سکوت
لغت نامه دهخدا
ساز و نوا. [ زُ ن َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ساز و آواز. ساز و سرور. بزن و بکوب. ساز و نواز:
رطل کشان صبح را نزل و نوای تازه بین
زخمه زنان بزم را ساز و نوای تازه بین.
خاقانی.
- بسازو نوا؛ با ساز و آواز، با تار و طنبور:
تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند
قول و غزل بساز و نوا میفرستمت.حافظ.|| ایضاً، به اقسام آلات. مکمل. رجوع به ساز شود.
فرهنگ معین
(زُ نَ ) (اِمر. ) ساز و آواز، ساز و سرور.
فرهنگ فارسی
ساز و آواز
ویکی واژه
ساز و آواز، ساز و سرور.
جمله سازی با ساز و نوا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الکساندر نیکولایویچ اسکریابین (به روسی: Александр Николаевич Скрябин)) آهنگساز و نوازنده پیانو اهل روسیه بود.
💡 اسماعیل زرینفر (زادهٔ ۱۲۸۰ – درگذشتهٔ ۲۷ اسفند ۱۳۷۱) موسیقیدان، آهنگساز و نوازنده ویلن و کمانچه اهل ایران بود.
💡 غزل سرا و سخنگوی و نغمه سنج به کام ترانه ساز و نواخوان، صفیر زن به مراد
💡 آرش در گروه «راز شب» که آلبوم دار قالی را به بازار عرضه کرد، بهعنوان آهنگساز و نوازندهٔ گیتار حضور داشت.
💡 آرش کامور (زادهٔ ۱۳۵۸ در نیشابور) آهنگساز و نوازندهٔ کمانچه اهل ایران است.
💡 با ساز و نوا باش و ببین تا چه سرودم ای آن که سنان پای زن نعره دف توست