رستان

لغت نامه دهخدا

رستان. [ رُ ] ( اِخ ) ادمون. مصنف درام نویس فرانسوی. متولد 1868 و متوفای 1918 م. آثاری در تآتر دارد. ( از فرهنگ فارسی معین بخش اعلام ).

فرهنگ فارسی

ادموند مصنف درام نویس فرانسوی ( و. مارسی ۱۸۶۸- ف.۱۹۱۸م. )از آثار او در تاتر رمانسکهاسیرانودبرژراکبچه عقابشانتکلر نمایشنامه های مذکور حاکی از تخیلی ساده و سبکی در خشانند. وی عضو آکادمی فرانسه بود.
رستان ادموند مصنف درام نویس فرانسوی متولد ۱۸۶۸ و متوفای ۱۹۱۸ م آثاری در تاتر دارد.

فرهنگ اسم ها

اسم: رستان (پسر) (فارسی) (تلفظ: rastan) (فارسی: رستان) (انگلیسی: rastan)
معنی: آزاد و رها

جمله سازی با رستان

💡 ندانی چه آید ابر کافرستان ز تیغ و سنان شهنشاه غازی

💡 به گردان فرستان گرد سپاه که دارید امشب شبیخون نگاه

💡 هیشه اول وقت است حق پرستان را نماز وقت شناسان قضا نمی گردد

💡 اول این جام شراب فقیه امام! گرفت می پرستان را به نوشانوش پس آوا زدند

💡 یک روز بود خاک لرستان مغاک دیو امروز چون بهشت به ‌دیدار و منظر است

💡 ای ترا در زیر هر لب شکرستانی دگر جز لبت ما را نمک ندهد نمکدانی دگر