رساننده

لغت نامه دهخدا

رساننده. [ رَ / رِ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) کسی که چیزی یا کسی را به چیزی یا کسی دیگر برساند. متصل کننده. اتصال دهنده. ( فرهنگ فارسی معین ). موصِل. ( یادداشت مؤلف ). دهنده. عطاکننده. نایل کننده:
سیاوخش را پروراننده بود
بدو نیکوییها رساننده بود.فردوسی.منم گفت محمود گیرنده شهر
ز خوبی به هرکس رساننده بهر.فردوسی.موسی عرض کرد ملکا ندا من کردم و جواب ترا آمد. فرمود که نداکننده تو بودی و رساننده من... ( قصص الانبیاء ص 112 ).
رساننده ما را به خرم بهشت
رهاننده ازدوزخ تنگ و زشت.نظامی.رساننده چشم را جوش خون
بخاری پریشانی آرد برون.نظامی.و رجوع به رساندن شود. || مبلغ. ( یادداشت مؤلف ). ابلاغ کننده:
زهر دانشی کآن ز دانندگان
رساندند او را رسانندگان.نظامی.|| پزنده، چنانکه قرحه سخت را. مُنْضِج. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به رساندن شود.

فرهنگ معین

(رَ یا رِ نَ یا نِ دِ ) (ص فا. ) کسی که چیزی یا کسی را به چیزی یا کسی دیگر برساند.

فرهنگ عمید

کسی که چیزی را به دست کسی یا چیز دیگر می رساند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) کسی که چیزی یا کسی را به چیزی یا کسی دیگر برساند متصل کننده: اتصال دهنده.

فرهنگستان زبان و ادب

{conductive} [فیزیک] ویژگی ماده ای که بتواند گرما یا بار الکتریکی را انتقال دهد

ویکی واژه

کسی که چیزی یا کسی را به چیزی یا کسی دیگر برساند.

جمله سازی با رساننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دگر آنکه تو من رهاننده ای به آرام خویشم رساننده ای

💡 کمین بنده برگرفته ز راه رساننده بر واج خورشید و ماه

💡 هم دهنده است و هم ستاننده هم پذیرنده هم رساننده

💡 چیست علم‌؟ از هوارهاننده‌! صاحبش را به حق رساننده‌

💡 چو سر بسته شد نامهٔ دلنواز رساننده را داد تا برد باز

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز