رحیب. [ رَ ] ( ع ص ) فراخ. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ): همتی عالی و نعمتی متوالی و کنفی رحیب و مرتعی خصیب. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 286 ). || فراخ سینه. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( مهذب الاسماء ). رحیب الصدر؛ واسعالصدر. ( ناظم الاطباء ). فراخ سینه. ( یادداشت مؤلف ) ( از اقرب الموارد ). || بسیارخوار. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). پرخور. ( از اقرب الموارد ). رَژْد. اکول.
(رَ ) [ ع. ] (ص. ) فراخ، گشاده. رحیق (رَ ) [ ع. ] ۱ - (ص. ) خالص. ۲ - (اِ. ) شراب بی غش و ناب.
۱. فراخ، وسیع، جای فراخ.
۲. اکول، پرخور.
( صفت ) فراخ گشاده.
همتی عالی و نعمتی متوالی و کنفی رحیب و مرتعی خصیب یا فراخ سینه.
فراخ، گشاده. رحیق (رَ)
خال
شراب بی غش و ناب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آمال را خزانهٔ تو منهلی بزرگ و اشراف را ستانهٔ تو منزلی رحیب
💡 أیمن زیدان با نام کامل أیمن غالب زیدان (زاده ۱ سپتامبر ۱۹۵۶ در رحیبه، ریف دمشق) بازیگر سینما و تلویزیون اهل کشور سوریه است.
💡 مرحبا گوید بر این وضع بدیع و رای نیک آفرین خواند بر این فکر خوش و بزم رحیب