دیالکتیک در فلسفه و علوم اجتماعی، دیالکتیک به فرآیند استدلالی اطلاق میشود که هدف آن دستیابی به حقیقت و شناخت در مورد هر موضوعی است. بسته به دیدگاههای مختلف درباره این فرآیند، این واژه معانی متفاوتی پیدا میکند. به عنوان مثال، در روش سقراط، دیالکتیک به معنای روشنسازی حقیقت از طریق طرح پرسشهایی است که هدف آنها نمایان کردن اطلاعات ضمنی و پنهان ما یا آشکار کردن تناقضات و ابهامات موضع حریف است. در گفتوگوهای دوره میانه افلاطون، این اصطلاح به کل فرآیند توضیح مطلب اطلاق میشود که به فیلسوفان روش دستیابی به شناخت خیر اعلی یا مثال خیر را آموزش میدهد. در نظر ارسطو، به هر نوع استنباط عقلانی مبتنی بر مقدمات محتمل اشاره دارد. از دیدگاه کانت، به معنای منطق توهمات یا سوءاستفاده از منطق برای ایجاد اعتقادات به ظاهر مستحکم است. دیالکتیک در نظر هگل به فرآیندی ضروری اشاره دارد که هم اندیشه و هم جهان را به جلو میبرد. در ایدئالیسم هگل، اندیشه و جهان به یکدیگر مرتبط هستند، هرچند که ریشه این ایده که پیشرفت در جهان تجلی پیشرفت عقل است به هراکلیتوس برمیگردد. این پیشرفت موجب میشود که تناقض میان برنهاد و برابرنهاد با شکلگیری همنهاد برطرف گردد؛ اما همنهاد نیز خود با تناقضاتی مواجه میشود و این چرخه تا دستیابی به کمال نهایی ادامه مییابد.
دیالکتیک
لغت نامه دهخدا
دیالکتیک. [ ل ِ ] ( فرانسوی، اِ ) لفظی که بطور کلی بمعنی بررسی نقادانه مطابقت یک عقیده یا رأی است با حقیقت و در اصطلاح فلسفه بمعنای مختلف به کار رفته است. اصلا دیالکتیک بمعنی فن استدلال و احتجاج بوسیله سؤال و جواب بوده است و ارسطو اختراع آن را به زنون الئائی نسبت داده است، اگرچه این روش احتجاج مخصوصاً به سقراط نسبت داده میشود. افلاطون دیالکتیک را به دو معنی به کار برده است، یکی فن تعریف و تمیز مُثُل و دیگری علمی که ناظر است به روابط بین مُثُل درپرتو اصل واحد «خیر» که چون خورشیدی عالم حقایق را روشن میکند. ارسطو دیالکتیک را در مقابل براهین استدلالی علمی به استنتاج از آراء مقبوله تخصیص داده است.در طی قرون وسطی اصطلاح دیالکتیک به آنچه اکنون منطق خوانده میشود اطلاق میشد. در فلسفه جدید لفظ دیالکتیک در دو معنی مخصوص بکار رفته است کانت این لفظ را عنوان قسمتی از کتاب نقادی عقل مطلق خود قرار داده است که اشکالات مخصوص ناشی از استعمال اصول علم را در اموری ( مانند نفس، جهان و خدا ) خارج از حد تجربه نقادی میکند. هگل روش منطقی فلسفه خود را دیالکتیک میخواند، و در این مورد این لفظ را به سلوک عقل ترجمه کرده اند. روش هگل را مارکس و انگلس در فلسفه مادی احتجاجی خود اقتباس کرده اند. ( دائرة المعارف فارسی ).
فرهنگ معین
(لِ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - روش بحث و مناظره. ۲ - بحث، جدل.
فرهنگ عمید
روش جدل و محاورۀ منطقی برای رسیدن به حقیقت.
فرهنگ فارسی
علم منطق، جدل، مناظره، جدلی، طریقه مناظره
جمله سازی با دیالکتیک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تأملاتی در باب سیاست فضا، آنری لوفور، ایمان واقفی (مترجم)، ناشر: فضا و دیالکتیک.
💡 نظریهی شهریِ انتقادی چیست؟ نیل برنر، آیدین ترکمه (مترجم)، ناشر: فضا و دیالکتیک.
💡 امر روزمره و روزمرهگی، آنری لوفور، امیر طهرانی (مترجم)، ناشر: فضا و دیالکتیک.