دادگاهی

فرهنگ معین

(ص مر. ) مجبور به حضور در دادگاه برای محاکمه شدن.

ویکی واژه

مربوط به دادگاه، آنکه کارش به دادگاه کشیده شده است.
مجبور به حضور در دادگاه برای محاکمه شدن.

جمله سازی با دادگاهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وحید اصغری در طول دوره بازداشت متحمل فشارهای جسمی و روحی فراوانی شده و مجبور به اعترافات تلویزیونی علیه خود شده‌است. این اعترافات در حالی در شبکه‌های تلویزیونی پخش شده که هنوز وی در هیچ دادگاهی محاکمه نشده بود و تمام اتهاماتی که وی مجبور به اقرار به آن‌ها در تلویزیون شده بود بعدها توسط خود وی و دادگاه رد شدند.

💡 با اوج‌گیری انقلاب ۱۳۵۷، شاه دستور انحلال ساواک را داد و نصیری که در آن زمان سفیر ایران در پاکستان بود به ایران فراخوانده شد و به زندان افتاد. با پیروزی انقلاب، دادگاهی انقلابی برای محاکمه وی تشکیل شد.

💡 آرش علایی در ویدیویی که منتشر شده می‌گوید: «این گزارش کاملا مغرضانه غیرحرفه‌ای، کاملا هیجان‌زده و براساس منابع کذب تهیه شده است. بنده هیچ‌گونه پرونده‌ای در هیچ دادگاهی ندارم. هیچ فردی که مشخص کند که بنده به او آزار رسانده‌ام، از من شکایت رسمی نکرده و در هیچ مرکز، دادگاه و یا دانشگاهی هیچ پرونده‌ای یا محکمه‌ای علیه من تهیه نشده است.

💡 الیزابت ولفورد (متولد ۱۷ دسامبر ۱۹۶۶) قاضی دادگاهی منطقه ای از ایالات متحده در ناحیه غربی نیویورک است. وی اولین قاضی زنی است که در منطقه غربی خدمت می‌کند.

💡 در عوض می‌توانستند به جنگ دیگر اشراف یا نجبا بروند و املاکی را که می‌خواهند متصرف شوند. هیچ سنت و قانون و دادگاهی توانایی پایان بخشیدن به این جنگ‌های خصوصی را که باعث اسراف نیرو، زمان و منابع زیاد مادی می‌شد، نداشت.

💡 روز ۱۵ آذر ۱۳۹۹، بابک پاک‌نیا، وکیل این سه نفر در توییتر نوشت: «دقایقی قبل ضمن حضور در دیوان، رسماً اعلام شد که حکم اعدام امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی از سوی شعبه اول دیوان عالی کشور نقض و پرونده طی روزهای آتی جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم‌عرض ارسال خواهد شد.» به این ترتیب حکم اعدام این سه نفر رد شد و پرونده آنها بار دیگر در دادگاهی دیگر بررسی خواهد شد.

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز