خشک سر

لغت نامه دهخدا

خشک سر. [ خ ُ س َ ] ( ص مرکب ) دیوانه. سودائی مزاج. تندخوی که آن را کله خشک نیز گویند. ( از انجمن آرای ناصری ) ( از ناظم الاطباء ) ( از برهان قاطع ). || کنایه از بیهوده گوی و بیهوده کار باشد. ( از انجمن آرای ناصری ) ( ناظم الاطباء ).، خشکسر.[ خ ُ س َ ] ( اِخ ) دهی از ده های ساری به مازندران. ( از مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص 122 ).

فرهنگ معین

(خُ سَ )(ص مر. )۱ - تندخو، سودایی. ۲ - بیهوده گو. ۳ - بی عقل، خشک مغز. ۴ - سبک وزن.

فرهنگ عمید

۱. بی عقل، احمق.
۲. تندخو.

ویکی واژه

تندخو، سودایی.
بیهوده گو.
بی عقل، خشک مغز.
سبک وزن.

جمله سازی با خشک سر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از زهد خشک سرکشی نفس شد زیاد آتش بلند از خس وخاشاک می شود

💡 منعم مکن ز قافیه ی این غزل سلیم از کام خشک سر نزند جز کلام خشک

💡 تا کی از طول امل چون موجه خشک سراب در تمنای گهر باشی شناور بر زمین؟

💡 مپرس از زاهدان خشک سر گوهر عرفان که از دریا لب ساحل خس و خاشاک می دارد

💡 تشنه می سازد به تیغ آبدار نیستی خاکیان را منت خشک سراب زندگی

💡 با ابرکفت ابر یکی تیره دخانست با بحر دلت بحر یکی خشک سراب است

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز