کله خشک

لغت نامه دهخدا

کله خشک. [ ک َل ْ ل َ /ل ِ خ ُ ] ( ص مرکب ) کنایه از مردم دیوانه و سودایی مزاج باشد. ( از برهان ). کنایه از مردم دیوانه و سودایی مزاج باشد. ( از آنندراج ). مردم سودایی و دیوانه مزاج. ( ناظم الاطباء ). || تریاکی. ( از برهان ) ( از آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ). تریاکی و معتاد به تریاک. ( ناظم الاطباء ). || کله شق. یک دنده.( فرهنگ فارسی معین ). || تخم مرغی را نیز گویند که آن را سرازیر گذاشته خشک کرده باشند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

( ~. خُ ) (ص مر. ) (عا. ) ۱ - دیوانه مزاج. ۲ - کله شق، یک دنده.

جمله سازی با کله خشک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نهادندی آن کله خشک پیش وزو بازجستندی احوال خویش

💡 بهاران آنچنان عشرت فزا آمد که زاهد هم دماغی با وجود کله خشکی چون کدو دارد

💡 هنگامی که در نوزدهم ماه مارس مجدداً وارد چینگ‌دائو گردید این بار کار تعمیر بر روی آن آغاز شد. اواسط سال ۱۹۱۱، در گشت زنی که حوالی ژاپن صورت می‌داد، به صورت تصادفی با یک کشتی ژاپنی برخورد کرد که موجب لزوم تعمیر دوباره آن در اسکله خشک چینگ‌دائو شد.

💡 چو کله خشک غنیم است، قند در مجلس بیار آب گل این دم دماغ او تر کن

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فروردین یعنی چه؟
فروردین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز