فرهنگ معین
(تَ ) (مص م. ) ۱ - پاسبانی کردن، نگهبانی. ۲ - رعایت کردن، احترام گذاشتن. ۳ - جستجو کردن، تفتیش کردن.
(تَ ) (مص م. ) ۱ - پاسبانی کردن، نگهبانی. ۲ - رعایت کردن، احترام گذاشتن. ۳ - جستجو کردن، تفتیش کردن.
( مصدر ) ۱- پاسبانی کردن نگاهبانی کردن پاییدن نگاهداشتن محافظت کردن حفظ حراست پاسیدن ۲- رعایت کردن مراعات کردن ملاحظه کردن ادب کردن. ۳- مراقبت کردن نوبت نگاهداشتن رصد کردن. ۴- جستجو کردن تفتیش کردن. یا خود را پاس داشتن. خود را محافظت کردن تحرس احتراس.
پاسبانی کردن، نگهبانی.
رعایت کردن، احترام گذاشتن.
جستجو کردن، تفتیش کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باب سیوم اندر سپاس داشتن از خداوند نعمت