پاتوق
پاتوق به معنای مکانی است که افراد به طور منظم برای معاشرت، سرگرمی و گذراندن وقت با یکدیگر جمع میشوند. این واژه میتواند به قهوهخانه، کافه، پارک یا هر مکان دیگری که برای این منظور استفاده میشود، اشاره کند. در واقع، پاتوق جایی است که افراد در آن احساس راحتی و تعلق میکنند. همچنین، در برخی موارد، پاتوق به یک شبکه اجتماعی نیز اشاره دارد که به کاربران این امکان را میدهد تا محتواهای خود را به اشتراک بگذارند و با یکدیگر تعامل کنند.
مترادفها
محل همیشگی، محل آمد و شد
فرهنگ معین
(تُ ) [ فا - تر. ] (اِمر. ) = پاتوغ: محلی که همیشه در آنجا عده ای گرد هم آیند.
فرهنگ عمید
۱. جایی که کسی معمولاً ساعت های بیکاری خود را در آن می گذراند.
۲. [قدیمی] جایی که پرچم را نصب کنند و گروهی دور آن جمع شوند، پای عَلَم.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - پای علم جایی که رایت و درفش را نصب کنند. ۲ - محل گرد آمدن. ۳ - محل اجتماع لوطیان در بعضی شهرهای ایران. ۴ - روز عاشورا دسته های بعضی محلات ممتاز توغ را حرکت دهند. زیر و اطراف توغ را ( پاتوغ ) گویند پاتوق پاطوق.
دانشنامه آزاد فارسی
اصطلاحی در ورزش باستانی. اسم و رسم دارها و پیش کسوت های هر محل، عَلَم یا توق (یا توغ به معنی علم بی تیغه) یا علامتی داشتند که آن را در مرکز دیدوبازدید خود با رفقا، مانند قهوه خانه یا تکیه، بر ستونی می بستند و نشانۀ مرکزیت خود قرار می دادند به این مکان پاتوق می گفتند.
ویکی واژه
پاتوغ: محلی کگرد هم آیند.
جمله سازی با پاتوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این محله به «پاتوق ایرانیان» شهرت دارد. در این منطقه قاچاق انسان و همچنین روسپیگری رواج دارد.
💡 این استان از پاتوق های ساحلی مشهور اروپا است، که به میامی اروپا نیز معروف است.
💡 آن کافه قدیمی در گوشه خیابان، پاتوق همیشگی دانشجویان ادبیات است که هر روز ساعت چهار عصر برای بحث درباره کتابها آنجا جمع میشوند.
💡 دوستان صمیمی من یک پاتوق محلی در پارک مرکزی شهر پیدا کردهاند که تمام تعطیلات آخر هفته را در آنجا با هم میگذرانند.
💡 این کتابخانه آرام و دنج، پاتوق مورد علاقه نویسندگان محلی است که به دنبال محیطی مناسب برای نوشتن و مطالعه آثار خود هستند.