مولم

لغت نامه دهخدا

مؤلم. [ م ُءْ ل َ ] ( ع ص ) دردرسیده. ( از منتهی الارب ). دردگرفته. و رجوع به الم و مُؤْلِم شود.
مؤلم. [ م ُءْ ل ِ ] ( ع ص ) دردرساننده. ( منتهی الارب ). دردناک. وجیع. آزارنده. الیم. دردآور. موجع. ( یادداشت مؤلف ): یقابل مؤلم الرزیة بما اسبغ اﷲتعالی علیه من الصبر. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 299 ).
مولم. [ ل ِ ] ( از ع، ص ) دردمندکننده و دردرساننده. ( غیاث ) ( آنندراج ). دردآور. مقابل ملذ. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به مؤلم شود.

فرهنگ معین

(لِ ) [ ع. مؤلم ] (اِفا. ) غم انگیز، دردناک.

فرهنگ فارسی

درد آورنده، دردناک
( اسم ) درد آورنده دردناک.
درد رساننده.

جمله سازی با مولم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگرچه‌ زخم زبان مولم است‌، لیک خوشم از آنکه نیست د‌رین ترهات تاثیری

💡 ور راه نیستی به یمین از سوی شمال کی چون چمن حریف جنوب و شمولمی

💡 وَ أَعَدَّ لِلْکافِرِینَ عَذاباً أَلِیماً ای مولما و هو عذاب النار.

💡 زان چند تن‌گذشته ملولم ز شیخ و شاب زان چند تن‌‌ گذشته خمولم ز خاص و عام

💡 آناستازیا مولمینا (اوکراینی: Анастасія Костянтинівна Мульміна؛ زادهٔ ۲۷ آوریل ۱۹۹۷) ژیمناست ریتمیک اهل اوکراین است.

فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز