ذوا. [ ذَ ] ( ع اِ ) مخفف ذوان تثنیه ذو و چون لازم الاضافه است هیچگاه جز بصورت ذوا در کلام نیاید: ذوامال؛ دو مرد خداوند مال. و منه قوله تعالی: و من قتله منکم متعمداً فجزاءُ مثل ما قتل من النعم یحکم به ذواعدل منکم. ( قرآن 95/5 ). و: شهادةُ بینکم اذا حضر احدکم الموت حین الوصیة اثنان ذواعدل منکم او آخران من غیرکم. ( قرآن 106/5 ). || و تثنیه تأبطّ شراً ذوا تأبط شرّاً آید.
مخفف ذوان تثنیه ذو و چون لازم الاضافه است هیچگاه جز بصورت ذوادر کلام نیاید.
[ویکی الکتاب] معنی ذَوَا: دو صاحب (تثنیه "ذا" اصلش ذوان بوده که چون در عبارت "ذَوَا عَدْلٍ "مضاف واقع شده نون آن حذف گردیده)
تکرار در قرآن: ۲(بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هماره این یک از وصل ذوالمنن باقی همیشه آن یک در راه لایزال فنا
💡 آرش به صورتِ کامل یا گزیده در بعضی گزیدههای ادبی، مانندِ ادبیات فارسیِ حسن ذوالفقاری، نیز آمدهاست.
💡 مردان! زکینهخواهی دونان حذرکنید خون سگان ز ننگ دم ذوالفقار برد
💡 «از اسکندر ذوالقرنین پرسیدند که پدرت را دوست تر داری یا معلمت را؟ گفت: معلم را، زیرا که سبب حیات.
💡 زین کلک نازش تو بود پیش شهریار چونانکه نازش علی از ذوالفقار خویش