قدک

لغت نامه دهخدا

قدک. [ ق َ دَ ] ( اِ ) جامه رنگین ورای ابریشمین:
به زیر چرخ ز سرکوب قد دشمن تو
بود به رنگ قدک در دکانچه دقاق.میرزا طاهر وحید ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

(قَ دَ ) (اِ. ) جامة کرباسی که آن را با نیل رنگ کرده باشند.

فرهنگ عمید

۱. جامۀ کرباسی رنگ کرده.
۲. کرباس آبی یا نیلی رنگ.

فرهنگ فارسی

جامه کرباسی رنگ شده، کرباسی که آبی یانیلی رنگ شده
( اسم ) جامه کرباس رنگین پارچه غیر ابریشمی ملون.

ویکی واژه

جامة کرباسی که آن را با نیل رنگ کرده باشند.

جمله سازی با قدک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فی مشهدک النور من الارض جلی فی مرقدک الحیوه بالقبر ثوی

💡 چون دو کوهان دو کوه مرقدکش چون دو پیکر دو ترک بسته میان

💡 قدکم شد چو سر زلف صنوبر قدکی رخکم گشت چو زر در غم سیمین برکی

💡 دامن فشاند بر قدک آندم تنم که دست بر آستین صوف مربع دراز کرد

💡 خیّاط قدرت ملک العرش دوخته ست بر قدکبریای تو، تشریف انما

💡 منعم هنوز کهنه نشد صوفش و فقیر ده ده قدک دریده نگه کن زیان کیست

خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز