فال

فال

این واژه در زبان فارسی به معنای نشانه، پیش‌بینی یا تعبیر آینده بر اساس یک اتفاق، سخن، نوشته، شعر یا علامت خاص است و از گذشته‌های دور در فرهنگ مردم ایران و بسیاری از ملت‌ها جایگاه ویژه‌ای داشته است. انسان‌ها معمولاً زمانی به فال روی می‌آورند که درباره آینده، سرنوشت، تصمیم‌های مهم یا آرزوهای خود دچار تردید، امید یا نگرانی باشند و بخواهند از راهی نمادین و معنوی نشانه‌ای برای آرامش خاطر یا راهنمایی به دست آورند. فال گرفتن در فرهنگ ایرانی بیشتر جنبه فرهنگی، ادبی و گاهی معنوی دارد و مشهورترین نوع آن «حافظ» است که مردم با نیت و آرزو، دیوان اشعار حافظ شیرازی را می‌گشایند و شعر آمده را به حال و آینده خود تعبیر می‌کنند. در گذشته، برخی افراد باور داشتند که بعضی رخدادها، صداها، خواب‌ها یا سخنان می‌توانند نشانه‌ای از آینده باشند و بر اساس همین باور، نوعی پیش‌بینی یا تعبیر نشانه‌ها از حوادث و امور زندگی شکل گرفته است. این واژه گاهی به معنای «فال نیک» نیز به کار می‌رود؛ یعنی انسان از چیزی برداشت خوب و امیدوارکننده داشته باشد و آن را نشانه موفقیت یا خیر بداند. در متون ادبی و عرفانی، این مفهوم بیشتر به معنای امید، بشارت و جست‌وجوی معنا در حوادث زندگی آمده است و شاعران از آن برای بیان آرزو، انتظار و الهام استفاده کرده‌اند. در مقابل، برخی فرهنگ‌ها و باورها میان فال مثبت و منفی تفاوت قائل شده‌اند و بعضی نشانه‌ها را خوش‌یمن و برخی را بدیمن دانسته‌اند. از نظر ریشه زبانی، این کلمه واژه‌ای عربی است که به معنای پیش‌بینی و تعبیر نشانه‌ها وارد زبان فارسی شده و در طول زمان کاربرد گسترده‌ای پیدا کرده است.

لغت نامه دهخدا

فال. ( ع اِ ) در عربی فَأل با همزه. شگون. ضد طیره، بمعنی نیک و بد هر دو استعمال نمایند. ( منتهی الارب ). اغور. آغال. شگون. ( ناظم الاطباء ):
من این نامه فرخ گرفتم به فال
همی رنج بردم به بسیار سال.فردوسی.جهانجوی را آن بد آمد به فال
بفرمود کش سر ببرّند و یال.فردوسی.کار گیتی همه بر فال نهاده ست خدای
خاصه فالی که زند چاکر و چون من چاکر.فرخی.بر همه شاها ز پی این جمال
قرعه زدم نام تو آمد به فال.نظامی.امروز مبارک است فالم
کافتاد نظر بر آن جمالم.سعدی ( طیبات ). || طالع و بخت. ( ناظم الاطباء ). اختر. ( صحاح ). || پیش بینی و عاقبت گویی و غیب گویی. ( ناظم الاطباء ):
پراندیشه شد نامدار از بهی
ندید اندر او هیچ فال بهی.فردوسی.- علم فال؛ علمی است که بوسیله آن برخی از حوادث آینده دانسته میشود. و این کار بوسیله تعبیر کلام مسموع یا گشودن قرآن یا کتب بزرگان مثل دیوان حافظ و مثنوی و نظایر آن که به تفأل شهرت دارد انجام می پذیرد. برخی از علمای دین تفاؤل با قرآن را مجاز شمرده، به گفته بعضی از صحابه استناد جسته اند که محمد ( ص ) تفاؤل را دوست میداشت و از تطیر منع می فرمود.( از کشف الظنون ).
- فال افکندن؛ فال زدن. فال گرفتن:
فرستاده شاه چون این بدید
بیفکند فالی چنان چون سزید.فردوسی.- فال ناپلئون گرفتن؛ کنایه از بیکاری و پریشانی است.
- هم فال و هم تماشا؛ در تداول امروز بمعنی به یک تیر دو نشان زدن است. به یک کرشمه دوکار.
فال. ( اِ ) کپه. بخش بخش چیزی ( چهارچهاریا بیشتر یا کمتر )، چنانکه گویند: گردو فالی یک قران، یا گردوی تازه فالی صنار. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- فال فال کردن؛ به توده های جدا قسمت کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
|| مچر. یک دانه تخم مرغ که در جایی گذارند تا همه روزه مرغ در آنجا تخم کند. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فال. ( اِخ ) دهی است از دهستان گله دار بخش کنگان شهرستان بوشهر که در 71 هزارگزی جنوب خاوری کنگان و کنار راه فرعی لار به گله دار واقع است. جلگه ای گرمسیر، مالاریایی و دارای 685 تن سکنه است. آب آنجا ازچاه تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

فرهنگ معین

[ ع. فأل ] (اِ. ) ۱ - پیش بینی، پیش گویی. ۲ - هرچیزی که با آن فال بگیرند. ۳ - بخت، طالع.، هم ~ُ هم تماشا کنایه از: هم کار و هم سرگرمی.
(اِ. ) ۱ - قسمت های مساوی از یک چیز، مانند برش های یک اندازه از خربزه، گردو و... ۲ - بخش کوچک از یک چیز.

فرهنگ عمید

۱. واحد شمارش چیزهایی که به صورت دسته ای و انبوه تقسیم بندی می شود: یک فال گردو.
۲. تخم مرغی که برای ترغیب به تخم گذاشتن، در زیر مرغ می گذارند.
۱. هرچه به آن تفٲل بزنند.
۲. پیش بینی و پیش گویی بخت و طالع.
* فال دیدن (زدن، گرفتن ): (مصدر لازم ) طالع دیدن، از نیک و بد بخت و طالع خود یا دیگری آگاه شدن و از آیندۀ وضع و حال اطلاع یافتن.
* فال نخود: فالی که از طریق چیدن نخود بر زمین و جابه جا کردن آن گرفته می شود.
* فال قهوه: فالی که از روی نقش ها و خطوط ته فنجان قهوه گرفته می شود.

فرهنگ فارسی

دهیست از دهستان گله دار بخش کنگان شهرستان بوشهر در ۷۱ کیلومتری جنوب شرقی کنگان. و کنار راه فرعی ر به گله دار جلگه و گرمسیر ۶۸۵ تن سکنه آب از چاه محصول غت حبوبات شغل زراعت.
شگون، پیش بینی وپیشگویی بخت وطالع، هرچه به آن تفال بزنند، درعربی فال میگویندبه معنی شگون وخوشبینی، ضدشوم
( اسم ) ۱ - هر چه بان تفعل زنند نیک یا بد اغور آغال ۲ - تفال بخیر شگون. ۳ - پیش بینی پیشگویی غیب - گویی ۴ - طالع بخت. یا علم فال. علم ( یا فنی ) است که به وسیله آن برخی از حوادث آینده دانسته می شود و این کار بوسیله تعبیر کلام مسموع یا گشودن قر آن یا کتب بزرگان مثل دیوان حافظ و مثنوی و و نظایر آن که بتفال شهرت دارد انجام پذیرد. یا فال تسبیح. استخاره که با تسبیح ( سبحه ) گیرند. یا فال سنگک. گروهی از کاهانان از روی سنگریزه ها و دانه ها چون گندم و هسته غیبگویی کنند و آنان را اهل طرق خوانند. یا فال شانه. فالی است که از شانه برگیرند. یا فال طغرا. فالی است بدین ترتیب که اگر با نیت طلب خیر قر آن بگشایند و بر ابتدای صفحه قر آن بسم الله یا اسم دیگر حق تعالی بر آید مبارک است. یا فال قهوه. نوعی تفال و آن چنین است: ابتدا قهوه رادر قهوه جوش دم می کنند سپس در قهوه خوری چینی می ریزند و به کسی که می خواهند سرنوشت او را بگویند می دهند تا بنوشد. وی پس از نوشیدن قهوه قهوه خوری را در نعلبکی زیر قهوه خوری واژگون می کند. پس از چند دقیقه فالگیر به صاحب فال گوید: نیت کن. آنگاه از روی خطوط و نقوشی که از قهوه و دیواره های قهوه خوری نقش بسته از گذشته و آینده صاحب فال و خوشبختی و بدبختی های او سخن گوید. پس از آن بصاحب فال گویند انگشت سبابه خود را به ته قهوه خوری بدلخواه خود بگذارد و کمی فشار دهد و نیت را تجدید کند. پس از انجام دادن این عمل نتیجه را فالگیر به صاحب فال گوید. یا فال کلند. شخص سر و روی خود را پوشد و نهانی بر در خانه بیگانه رود و غربالی یا کلندی همراه برد و غربال و کلند نوازد. صاحب خانه چیزی از ماکول یا مشروب در داخل غربال کند و وی از آن چیز بر نیک و بد کار تفال کند. یا فال ناپلئون. نوعی فال با ورق منسوب به ناپلئون بناپارت. یا فال ناپلئون گرفتن. نوعی فال با ورق مخصوص گرفتن ۲ - بیکار و پریشان بودن. یا فال نخود. فالی است که پیرزنان با دانه های نخود گیرند و ترتیب آن چنین است که دستمال در پیش خود گسترند و چند دانه نخود بر آن گذارند هرکس فالی خواهد پولی بدیشان دهد و ایشان دانه های نخود را بر روی دستمال افشانند و از طرز قرار گرفتن نخودها درباره شخص پیشگویی کنند. یا هم فال و هم تماشا. بیک تیر دو نشان زدن. بیک کرشمه دو کار کردن. یا به فال داشتن. بشگون گرفتن به فال نیک گرفتن امری را.
دهی است از دهستان نهارجانات بخش حومه شهرستان بیرجند.

دانشنامه عمومی

فال (سربیشه). فال یک روستا در ایران است که در دهستان نهارجان شهرستان سربیشه واقع شده است. فال ۱۰۴ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با فال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا دلی از کف ارباب وفا می گیرد بارها فال ز دیوان حیا می گیرد

💡 دیده شب فال مراد از موج اشک ما گرفت کشتی بی ناخدا کام از دل دریا گرفت

💡 ز خود غافل گذشتی فال استقبال زد حالت نگاه از جلوه پیش افتاد امروز تو فردا شد

ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز