غوشه

لغت نامه دهخدا

غوشه. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) گیاهی است که در هنگام تری آن را نان خورش کنند و چون خشک شود دست شوی سازند و آن نوعی از کماة باشد و زنان آن را در حلوا کرده بپزند و بجهت فربهی خورند. ( فرهنگ جهانگیری ). مخفف غوشنه. ( فرهنگ نظام ). غوشنه. غویشه. غرشنه. غوبنگ. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). رجوع به غوشنه شود. || نوعی از طعام که آن را ترینه گویند. ( برهان قاطع ). || درخت غوش که از چوب آن تیر و نیزه و زین اسب سازند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به غوش شود. || خوشه غلات و خوشه انگور و خرما. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(ش ) (اِ. ) نک خوشه.
(شَ یا ش ) (اِ. ) نوعی از طعام که آن را ترینه سازند.

فرهنگ عمید

خوشۀ خشک شدۀ جو یا گندم.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نوعی از طعام که آن را ترینه سازند.

ویکی واژه

نک خوشه.
نوعی از طعام که آن را ترینه سازند.

جمله سازی با غوشه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غوشه کردیم به جوهر می گلگون افزود راست شد راست که کم نیست کهَر هم ز کبود

💡 آچاق یول کربلایه، کاظمینه چکک آغوشه او شش گوشه قبری

💡 آغوشها به حسرت دیدار بازکرد زخم دل به تیغ تغافل دو نیم ما

💡 دهه هفتاد میلادی پربارترین دوره آفرینش هنری وایدا به‌شمار می‌آید. او در این دهه ده فیلم ساخت: چشم‌انداز بعد از نبرد (۱۹۷۰)، چوب غوشه (۱۹۷۰)، پیلاتس و دیگران (۱۹۷۱)، عروسی (۱۹۷۲)، سرزمین موعود (۱۹۷۴)، مرد مرمرین (۱۹۷۴)، خط سایه (۱۹۷۶)، شکنجه (عنوان دیگر: بدون آنستازیا)(۱۹۷۸)، دوشیزگان ویلکو (۱۹۸۰)، رهبر ارکستر (۱۹۸۰)،

💡 می کشند امروز مرغان یکدیگر را در کنار بال و پرواز خیابان ها پر از آغوشهاست

💡 تا غنچهٔ توبند قبا باز می‌کند آغوشها چو صبح‌گریبان دریده است